تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
نگاه كرد و فرمود : « عظمت مقام آل محمّد ( ص ) بزرگتر از آن است كه قلبت مىگويد ، پس خداى را شكر كن كه تو را از چنگ زنندگان به ريسمان ايشان قرار داد و تو در روز قيامت با ايشان خوانده خواهى شد ، چنان‌كه هر گروهى با امامش خوانده خواهد شد و تو بر خيرى 8 . » تلاشى كه بخصوص امام حسن عسكرى ( ع ) عهده‌دار آن بود و نيز در برخى از ادوار تاريخى به چشم مىخورد چيزى جز استمرار و تعميق ارزشها نبوده است و انگار استمرار و تعميق يك ارزش بزرگتر از ايجاد آن بوده است .

انقلابهاى دوران امام حسن عسكرى ( ع )

در زمان امام حسن عسكرى ( ع ) جريانهايى سياسى وجود داشته است كه از جريان جنبش مكتبى به دور نبوده است ، به دليل آن‌كه هر جنبشى كه در جامعه ظهور مىيافت خود را زاييدهء جنبش مكتبى مىدانست و براى آن كه مخالف جريان عمومى قلمداد نشود خود را با اين هويّت به مردم معرفى مىكرد ، و اين همان چيزى است كه در انقلاب زنج كه 15 سال ( 255 - 270 ه ) به طول انجاميد ، مشاهده مىكنيم ، صاحب زنج گمان مىكرد كه ، على بن محمّد بن احمد بن عيسى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ( ع ) است ، او همان كسى است كه حضرت على ( ع ) در جريان كشمكش بصره در نهج البلاغه وجود او را پيشگويى كرده و فرموده است : « يا احنف كأنّى به و قد سار بالجيش الّذى لا يكون له غبار و لا لجب و لا قعقعة لجم و لا حمحمة خيل يثيرون الأرض بأقدامهم كأنّها أقدام النّعام « * » » ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغهء خود چنين مىگويد 9 : « صاحب زنج در سال 255 ه در فرات بصره خروج كرد و گروهى از سياه پوستانى كه در بصره به خريد و فروش جلبك مشغول بودند ، در پى او به راه افتادند . وى اضافه مىكند : همهء نسب شناسان اتّفاق نظر دارند كه او از عبد القيس و نامش على بن عبد الرحيم است ، مادرش از قبيلهء اسد و دختر اسد بن خزيمه و جدّ مادرش محمّد بن حكيم اسدى از اهالى كوفه و يكى از افرادى بوده كه با زيد بن على بن حسين ( ع ) در انقلابش همكارى داشته است .
هامش
( * ) نهج البلاغهء فيض الاسلام خطبهء 128 ، اى احنف ! مانند آن است كه من او ( رئيس لشگر زنجيان ) را مىبينم در حالتى كه با لشگرى خروج مىكند كه گرد و غبار و غوغا و هياهو و صداى لجام و آواز اسبها ندارند ( داراى اسب و اسلحه نيستند ) به قدمهاى خود زمين را مىكوبند ( فتنه و فساد بسيار برپا مىكنند ) قدمهاشان ( از جهت پهنى و كوتاهى و فراخى انگشت ) مانند قدمهاى شتر مرغان است .