تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤

مقدمهء دوّم :

طبيعت جنبشهاى مكتبى چه بوده است ؟ و مجموعهء انسانيى كه در اين حركت شركت جسته‌اند ، كدام بوده است ؟ سخن خود را با پرداختن به مقدّمهء اوّل ادامه مىدهيم .

طبيعت نظام اموى

اوّل : طبيعت نظام اموى همان طبيعت قبايل عرب بود كه مشتاق خونريزى و تا بناگوش غرق در جنايت بودند . و همچنان كه در كلام على ( ع ) آمده است . « لباس روى ايشان شمشير و پوشش زيرين ايشان ترس بود . حزب اموى ، قبل از آن‌كه به شكل ظاهرى ، اسلام بياورد رهبرى اجتماعات قبيله‌اى را كه از آغاز با مكتب اسلام مىجنگيدند ، به عهده داشت و دليل آن ، اين بود كه خاندان « عبد الدار » كسانى بودند كه قبيلهء قريش را در همهء جنگها فرماندهى مىكردند زيرا ، اين خاندان در روزگار حكومت قريش كه در جاهليّت ، نخستين سرپرستى عرب را عهده‌دار بود ، به منزلهء وزارت دفاع قريش به شمار مىآمد . حزب اموى نمايندهء خاندان عبد الدار بود كه ابو سفيان در پيشاپيش ايشان قرار داشت . حزب اموى يا مجموعهء امويان همه كسانى بودند كه ، جنگهاى نخستين جاهليّت را فرماندهى مىكردند و همان‌طور كه معروف است اين حزب با اسلام به مبارزه برخاست ، ولى ، پس از آن‌كه اسلام بر آن پيروز شد ، اين حزب روش خود را تغيير داد . در آغاز ، روش اين حزب علنى و از موضع قدرت بود ليكن پس از پيروزى اسلام ، به عمليّات سرّى آن هم از موضع ضعف و نفاق ، تغيير يافت . حزب مذكور به روش خاصّى ريشه دواند و كم‌كم از نفوذ و گسترشى در حكومت اسلامى برخوردار شد . اوّلين كسى كه به تعبير جديد بر حكومتى ائتلافى با حزب اموى اعتماد كرد خليفهء دوّم بود ، وى برخى از افراد اين حزب را به عنوان فرماندهان جنگى برگزيد و نسبت به برخى ديگر اعتماد زيادى داشت ، علاوه بر اين‌كه ، حزب اموى در زمان حاكميّت خليفهء اوّل نيز ، نسبة 1 در حكومت نفوذ كرده بود . حزب اموى توانست عمر بن خطاب را ترور كند . حقايقى كه بتازگى در تاريخ ثبت شده حاكى از آن است كه بنى اميه در قتل خليفهء دوّم سهيم بوده‌اند . حضرت على ( ع ) زمانى كه به خلافت رسيد مايل بود آزادى و منطق صحيح و نيز مذهب اسلام را همراه با عمل صالح انتشار دهد . حزب اموى تنها بهره بر اين ترور سياسى بود كه در نوع خود اولين ترور در تاريخ اسلامى به شمار مىآيد حزب اموى همان نيرويى بود كه اقدام به قتل خليفهء دوّم كرد و نقشه‌هايى را براى
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 34 | السيد محمد تقي المدرسي