رسالت خود به ما مىدهد ، زيرا اگر جنبشهاى اسلامى ، اين انعطافها و انحناهاى تاريخى را بشناسد و آنها را به دقّت بررسى كند ، خواهد توانست به موفقيّت دست يابد . همه مىدانند حقيقت جنبشهاى مكتبى از حدود پنجاه سال پيش تاكنون ، شاهد قصههاى فراوان و شبيه به جريان دعوت علويان ( كه ذكر آن گذشت ) بوده است .
در عراق ، در حالى كه مشكلات بر دوش مسلمانان عراق بود ، استقلال ، به دست آمد ولى كسى كه توانست پس از استقلال بر آن حكومت كند « ملك فيصل بن شريف حسين » بود .
اين بدان دليل بود كه مردم عراق فاقد بنيش تاريخى بودند ، آنها نمىدانستند كه كنار كشيدن از حقّشان در آينده چه اثراتى را در بر خواهد داشت .
اين كنار كشيدن به معناى كشتار و آوارگى و اخراج دسته جمعى و استثمار و به بندگى كشاندن براى زمانى طولانى بود ، ايشان به اين حقيقت آگاهى نداشتند و دليل آن را مىتوان در نداشتن بنيش تاريخى آنها دانست .
تاريخ ، چراغ راه آينده
از اينجا روش ما در بررسى تاريخ ، آن خواهد بود كه ، تاريخ را مجموعهء رخدادهاى زندهاى بدانيم كه در برابر ما جريان دارند و اين وقايع را با ميكروسكوپ زمان حال ، بررسى خواهيم كرد .
هرگاه سنّتهاى تاريخى و قوانين آن را دانستيم ، تطبيق آنها بر واقعيت زندگىمان بسيار آسان خواهد بود و در اين زمان به يك آگاهى تاريخى دست خواهيم يافت كه ، به اين وسيله در زندگى خود به برترى و موفقيت خواهيم رسيد .
پىنوشتها :
( 1 ) - ابو هاشم ، پيشواى حركت علوى بود . دليل دعوت از ابو هاشم براى حضور در شام از جانب خليفهء اموى ( سليمان بن عبد اللّه ) آن بود كه ، سليمان بن عبد اللّه از ابو هاشم هراس داشت كه مبادا ابو هاشم مردم را به سوى خود بخواند و به همين سبب بود كه با دسيسهاى ، وى را مسموم كرد .
( 2 ) - نام اين قريه « حميمه » بود . حميمه قريهء كوچكى در سرزمينى « شراة » بين شام و حجاز بود .
( 3 ) - نام اين فرد عبّاسى « محمّد بن على بن عبد اللّه عباس » بود .