تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
فرد ديگرى به كشمكش پرداخته است و او بين آن دو را اصلاح كرده است . محمّد به يار خود ابراهيم گفت : « اى ابراهيم آيا دين خدا اين‌چنين يارى مىشود ؟ » سپس گفت : « مردم را از پيرامون من متفرّق كنيد تا در كار خود بينديشم . » محمّد بن قاسم از ميان كسانى كه با وى بيعت كرده بودند ، افراد مناسبى برگزيد و به همراهى ايشان مرو را ترك كرد . اين نمونه‌اى از طبيعت انقلابهاى مكتبى است زيرا ، چنين انقلابهايى براى رسيدن به هدف ، هر نوع وسيله‌اى را مورد استفاده قرار نمىدهند و همان‌طور كه هدف ، برپا داشتن احكام الهى است ، وسيله مورد استفاده نيز بايد مورد رضاى خداوند تبارك و تعالى باشد . اين مفهوم ، همان چيزى است كه جامعه را در مسير ارزشهاى و الا و اصول ارزشمند ، به پيش مىبرد . پس از آن‌كه عده‌اى از اطرافيان محمّد بن قاسم تبعيد شدند وى به اتّفاق باقيماندهء اصحابش به « طالقان » رفت . ابراهيم همرزم محمّد ، چنين روايت مىكند : محمّد بن قاسم در اين هنگام روانهء طالقان شد ، فاصلهء بين طالقان و مرو چهل فرسخ بود ، وى در طالقان فرود آمد و ما نيز در شهر ، مردم را دعوت مىكرديم تا به دو بپيوندند . جمعيّت بسيارى به دعوت ما پاسخ دادند . نزد محمّد بن قاسم آمديم و به او چنين گفتيم : اگر كارهاى خود را تمام كرده‌اى و آمادهء خروجى پس جنگ خود را با ايشان اعلان كن . ما اميدواريم خداوند تو را يارى دهد ، اگر پيروز شدى هر سربازى را كه مىخواهى برگزين ( يعنى فقط سربازان مناسب را انتخاب كن ) و اگر مىخواهى آن‌چنان كن كه در مرو كردى . عبد اللّه بن طاهر تعقيب تو را شروع كرده است . پس چنان كن كه ما و خودت از اسلام خارج نشويم ، وى تصميم خود را گرفت و براى اعلان جنگ به ميان مردم رفت . ابراهيم همرزم محمّد بن قاسم مىخواست محمّد را وادارد تا اجازه دهد ، سربازانى كه تعهّد لازم را ندارند نيز به ارتش انقلاب وارد شوند ، ولى محمّد بن قاسم چنين نكرد . محمّد بن قاسم و عبد اللّه بن طاهر ، جنگهاى بسيارى با يكديگر كردند كه در نتيجه محمّد بن قاسم توانست شكستهاى سختى را بر عبد اللّه بن طاهر وارد آورد . يك بار كه آتش جنگ بين آن دو آرام گرفته بود ، عبد اللّه بن طاهر طىّ نقشه‌اى بسيار مكّارانه همهء ارتش خود را به لشگرهايى تقسيم كرد و سپس به فرماندهء خود چنين گفت : هزار سواره نظام نخبه براى تو آماده كرده‌ام و دستور داده‌ام صد هزار درهم در اختيار تو بگذارند تا آن را به مصرف كارهاى خود برسانى ، از اسبان من نيز سه اسب نجيب برگزين تا با آنها سفر كنى ، راهنمايى را كه براى همراهى تو انتخاب كرده‌ام بردار و هزار درهم به او بپرداز ، او را بر يكى از آن سه اسب بنشان و در پيشاپيش خود به حركت درآور ، هرگاه به يك فرسخى « نسا » ( شهرى كه محمد بن قاسم در آن به سر مىبرد ) رسيدى نامه‌اى را كه