تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
منصب رسيد نزد امام صادق ( ع ) آمد و با ناراحتى به ايشان عرض كرد : « اى فرزند رسول اللّه ، من يار و ياور اين طاغوت شده‌ام . » كسى كه در آن روزگار به اين منصب دست مىيافت بر همه چيز تسلّط پيدا مىكرد و شريانهاى حياتى بزرگترين حكومت جهان را در اختيار مىگرفت . امام ( ع ) به او دستور داد ، تا در شغل و مقام خود باقى بماند و به اداى وظايف مكتبى خود بپردازد ، وى در حكومت هارون نيز باقى بود تا آن‌كه دوباره از امام ( ع ) خواست كه اجازه دهد وى از حكومت بنى عبّاس كنار رود ولى امام ( ع ) به او اجازه نداد . او خدمات شايانى به جنبش مكتبى كرد تا آن‌جا كه امام موسى بن جعفر ( ع ) در روز عيد قربان در گفتگويى با داوود رقى دربارهء على بن يقطين چنين فرمود : « هنگام انجام اعمال حجّ هيچ‌كس جز على بن يقطين را به ياد نداشتم ، او پيوسته با من بود و از من جدا نشد تا آن‌كه بازگشتم 2 . » امام جواد ( ع ) با معتصم خليفهء عبّاسى معاصر بود خليفه‌اى كه در نابودى حكومت عبّاسى تأثير مستقيمى داشت . معتصم ، فرزند كنيزى ترك بود لذا به هم نژادهاى خود توجّه زيادى داشت . وى كوشش فراوان مىكرد كه تركهاى برده را از مالكانشان بخرد و ايشان را در حكومت خود گرد آورد بدين ترتيب ، توانست چهار هزار ترك را جمع آورد و با پوشاندن انواع لباسهاى ابريشمى و كمربندهاى زرّين و انواع زيورآلات طلايى ، ايشان را از ساير لشگريان خود ممتاز كند 3 . معتصم ، مناصب فرماندهى ارتش خود را بديشان داد تا بدان‌جا كه اعتراض نژادپرستى در ميان نظاميان عرب اوج گرفت و روحيهء ملّىگرايى در ميانشان قوت يافت ، مثلا « عجيف » كوشيد كه حكومت را از معتصم به عبّاس بن مأمون منتقل كند ولى تلاش وى با شكست روبرو شد و به دست معتصم به قتل رسيد . هنگامى كه تركها وارد سرزمين اسلامى شدند اندك‌اندك حكومت را از دست معتصم و سپس پسرش بيرون آوردند و كودتاهايى نظامى را به انجام رساندند تا آن‌جا كه ديگر هيچ چيز نمىتوانست ايشان را از اعمال خود باز دارد ، هرگاه خليفه‌اى از ايشان روى برمىتافت آنها پس از ترور وى فرد ديگرى از بنى عبّاس را به خلافت مىنشاندند . بسيارى از خلفاى بنى عبّاس از متوكّل و مستعين و مهتدى گرفته تا مقتدر همگى به دست فرماندهان نظامى ترك به هلاكت رسيدند و از معتزّ گرفته تا قاهر و متّقى و مستكفى به دست ايشان از خلافت خلع شدند . تنها مقتدر توانست اوضاع را تحت كنترل بگيرد ولى او نيز پس از دو بار خلع از خلافت سرانجام به قتل رسيد تا اين‌كه خلافت به مطيع آخرين خليفهء عبّاسى رسيد . اين خليفه با وجود آن كه اصولا از هيچ‌گونه اختيارى برخوردار نبود ولى ، با اين حال سرانجام به طرز شنيعى به قتل