تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣

داستان ازدواج امام جواد ( ع )

از « ريان ابى سبيب » روايت شده كه گفته است : بنى عبّاس دريافتند كه مأمون تصميم دارد دخترش را به ازدواج امام جواد ( ع ) درآورد ، اين مسأله برايشان سخت آمد و از اين عمل دلگير شدند و ترسيدند كه مبادا اين مسأله نيز به جايى برسد ، كه در زمان امام رضا ( ع ) بدان‌جا رسيد لذا دربارهء آن انديشيدند و خويشاوندان نزديك مأمون در اين‌باره به رايزنى پرداختند و خطاب به مأمون چنين گفتند : يا امير المؤمنين ! تو را به خدا سوگند مىدهيم كه از تصميم خود ، مبنى بر ازدواج دخترت با فرزند رضا صرف‌نظر كنى زيرا مىترسيم وى خلافتى را كه خداوند به ما بخشيده است از دستمان بيرون آورد و عزّتى را كه خداوند به ما داده است از ما بگيرد . تو خود ، از روابط گذشته و امروز ما با اين قوم آگاهى و مىدانى كه خلفاى پيش از تو چقدر اين قوم را تبعيد مىكردند و كوچك مىشمردند ، ما از عمل تو در برابر امام رضا ( ع ) نيز هراسان بوديم ولى خداوند ما را در اين مهمّ يارى داد ، تو را به خدا ديگر بار ، ما را در اندوهى كه دور شده ، گرفتار مكن و از تصميم خود دربارهء فرزند رضا صرف‌نظر كن و دختر خود را به عقد كسى از نزديكان خود درآور كه شايستگى آن را داشته باشد . مأمون به ايشان چنين پاسخ داد : دربارهء رابطهء شما و خاندان ابى طالب بايد بگويم كه خود مسبّب آن هستيد زيرا ، اگر دربارهء اين قوم انصاف داشتيد آنها را شايسته‌تر از خود مىدانستيد و آنچه را پيشينيان دربارهء اين قوم انجام داده‌اند ، چيزى جز قطع رحم نبوده است كه من از ارتكاب اين عمل به خدا پناه مىبرم . به خدا سوگند من از انتخاب امام رضا ( ع ) به جانشينى خود ابدا پشيمان نيستم ، من از او خواستم كه از خلافت كناره‌گيرى كنم و خلافت را به او بسپارم ولى ، او از قبول خلافت سرباز زد و تقدير الهى امرى حتمى است ، امّا ابو جعفر محمّد بن على را با در نظر گرفتن خردسالى وى ، بدان سبب برگزيدم كه نبوغ و برترى او را بر اهل فضل و علم دريافتم و اميدوارم آنچه را من در او تشخيص داده‌ام براى مردم نيز آشكار شود و بفهمند كه من در تشخيص خود به صواب رفته‌ام . حاضران به او گفتند : اگر او را پسنديده‌اى و مايلى كه دخترت را به خانه او بفرستى ، بايد بدانى كه وى هنوز كودك است و از علوم مختلف و فقه اطّلاعى ندارد . پس بگذار اين آگاهيها را كسب كند و سپس هرچه مىخواهى بكن . مأمون گفت : واى بر شما ! من بر احوال اين جوان از شما آگاهترم ، علوم اهل اين بيت از الهامات الهى است . پدران او پيوسته در دين و ادب از مردم بىنياز بوده‌اند زيرا ، علم مردم از حدّ كمال فروتر است ، اگر مىخواهيد مىتوانيد ابو جعفر را
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 303 | السيد محمد تقي المدرسي