سخن گفتيم .
بزرگترين نقش ائمّه ( ع ) رهبرى معنوى امّت بود و به همين سبب ائمّه مىتوانستند حتّى دشمنان خود را به شكلى طبيعى به فرمانبردارى خود وا دارند . براى مثال منصور دوانيقى همان كسى است كه امام صادق ( ع ) را به قتل رساند ولى ، پس از شهادت امام به سختى مىگريد و به يكى از اطرافيان خود ( ابو ايوب خوزى ) چنين مىگويد : « اين نامهء محمّد بن سليمان است كه در آن خبر مرگ جعفر بن محمّد را به اطّلاع ما رسانده است ، ما از خداييم و به سوى او باز مىگرديم - سه بار - و كجا مىتوان نظير جعفر را يافت ؟ » 7
در تاريخ مىخوانيم كه حضرت على ( ع ) به باغ « بنى النجّار » مىرفت و تمام شب را به گريه و زارى سپرى مىكرد ، گريهء حضرت گريستن محض نبوده است بلكه حاكى از توجّه صادقانه و عميق حضرت نسبت به خداى تبارك و تعالى است و اين گريه همان عاملى بود كه شعلهء ايمان را در جانهاى ما برافروخت . امام در كوچههاى مدينهء منوّره به راه مىافتاد تا مگر فقير يا درمانده يا بيمار يا مصيبت زدهاى را بيابد و او را تسلّى دهد .
در روايت آمده است ، فردى كه در مدينه و مزارع آن رفتوآمد داشت چون به يكى از مزارع نزديك شد ، صداى ناله و گريهاى شنيد ، ناگاه دريافت كه صداى حضرت علىّ ( ع ) است كه چون بىخبر از خود و حيران ، سر بر ديوار نهاده است . سوزش درونى امام موجب شدّت اندوه و حيرتش شد و تكيه امام بر ديوار ، بدان سبب بود كه نيروى بدنى امام از كثرت تعبّد و شب زندهدارى و عبادت شبانگاهى تحليل رفته بود .
امام موسى بن جعفر ( ع ) نيز زمانى اين نقش را ايفا مىكرد كه امّت اسلامى با فردى همچون هارون الرشيد درگير بود كه 120 هزار كنيز در قصر خود داشت و كنيزكان « زبيده » همسر هارون كفشهايى طلايى به پا مىكردند . برامكه و زيادهرويهاى معروف ايشان نيز در زمان هارون بود .
پىنوشتها
( 1 ) - نهج البلاغه ، تحقيق فيض الاسلام ، خ 1 .
( 2 ) - همان مأخذ ، تحقيق فيض الاسلام ، خ 34 .
( 3 ) - همان مأخذ ، تحقيق فيض الاسلام ، خ 3 .
( 4 ) - بحار الانوار ، ج 48 ، ص 211 .