ابى جعفر عبّاسى از جانب هارون حاكم بصره بود . وى چنين پاسخ داد :
« من از موسى بن جعفر چيزى نديدهام جز آنكه شب را به نماز مىگذراند و روز را با روزه و دعا سپرى مىكند ، او حتّى در دعاهاى خود ما را نفرين نمىكند ، من جاسوسهايى را مأمور مراقبت او كردهام ، وى پيوسته چنين مىگويد : ( پروردگارا خود مىدانى كه هميشه از تو خواستهام مرا براى عبادت خود خالص گردانى ، پروردگارا تو نيز چنين كردى پس شكر و سپاس از آن توست . ) » بنابر اين يا بايد مسؤوليت او را از دوش من بردارى يا او را رها خواهم كرد . 4 پس از اين سخنان امام را به رئيس پليس بغداد مىسپارد . در اين هنگام فضل بن ربيع ، وزير وقت بود . فضل نيز چنين مىگويد : « من نمىتوانم او را نزد خود نگاه دارم زيرا او فردى است كه در حال حاضر در روى زمين داناتر و عابدتر از او كسى نيست . » وى به يكى از خواصّ خود چنين گفت : « خود ميدانى كه هيچ كس ، به فردى از ايشان ( اهل بيت ) بدى نمىكند مگر آنكه نعمتهاى زندگىاش را از دست مىدهد . » اين سخن نيز از فضل است :
« بارها در پى من فرستادهاند و مرا به قتل او فرمان دادهاند ولى من از ايشان اطاعت نكردم و به آنها اعلان كردهام كه اين كار را انجام نخواهم داد و اگر به قيمت كشته شدن من هم تمام شود آنچه را از من خواستهاند به جا نخواهم آورد . » 5
بنابراين به خوبى درمىيابيم كه امام روحيهء بر حقّ توحيدى را از خلال نمازها و نيايشها و دعاها و شب زندهداريهاى خود اشاعه مىداد و به اين وسيله گروههايى از مردم را چنان تربيت مىكرد كه پيشتازى جنبش مكتبى را به عهده گيرند .
نامهاى را كه امام به هشام بن حكم 6 نوشته بخوانيد ، نامهاى كه به تنهايى كافى است انسانى را كاملا تربيت كند ولى اگر فرد ديگرى چنين نامهاى براى هشام مىنوشت ، وى هرگز از آن متأثّر نمىشد . موسى بن جعفر ( ع ) توانست با اين نامه روح هشام را تحت تأثير تربيتى كامل قرار دهد و چه بسا تلقين نفسانى اين نامه ، بيش از عبارتهاى آن بود زيرا امام قبل از آنكه آموزشهاى اين نامه را به عنوان سفارش براى هشام بنويسد آنها را در خود تجسّم بخشيده بود ، گذشته از آن غير عربهايى كه در اطراف امام بودند و نيز خدمتكاران و فرزندان ايشان هركدام با زير نظر داشتن اعمال امام موسى بن جعفر ( ع ) به يك فرد متديّن تبديل شده بودند و اين همان وظيفهء اصلى ائمّه ( ع ) است .
شايد يكى از ما چنين بگويد كه امام موسى بن جعفر ( ع ) مىبايست خود را پنهان مىكرد و يك جنبش سرّى تشكيل مىداد و حركتهاى سياسى خود را آغاز مىكرد . در واقع اين كار مهمّى است ولى امام اين وظيفه را به ديگران واگذار كرده بود و قبلا از سازماندهى مكتبى به رهبرى امام
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٢٢