بربرها را گرد آورد و توانست حكومتى به نام « ادارسه » تشكيل دهد ، ادارسه حكومت نيرومندى بودند ، هارون چندين فرماندهء نظامى ، امثال « هرثمة بن اعين » را به همراهى صدها هزار سرباز براى نابودى ادارسه فرستاد ، ولى اين سپاهيان كمترين كارى از پيش نبردند و ادارسه پايدار و پابرجا باقى ماندند . امّا ، امام موسى بن جعفر ( ع ) نمىخواست حتّى حكومتى نظير ادارسه تشكيل دهد ، بلكه هدف امام - متحوّل ساختن همهء امّت اسلام بود ، اين هدف بدون تقويت محرومان و سازماندهى ايشان امكان نداشت ، امام مىبايست آنها را به ارزشهاى خاصّى مجهّز كند تا بتواند انقلابى بر ضد سلطه جويان طاغوتى و ستمگران برپا كند .
محروم در اصل محروم است ، حتّى اگر به فرماندهى ارتش يا رياست يك گروه برسد ، زيرا هارون مىتوانست فردى را نزد او بفرستد تا او را به سازش وادارد و مال و مقام را به عنوان رشوه تقديم وى كند ، تا اين شخص به گروه محروم زيردست خود خيانت كند و در كنار هارون قرار گيرد .
امام نمىخواست چنين افرادى را در ميان امّت به وجود آورد بلكه ، طرح امام آن بود كه گروهى از مردم را به عقايد راسخ مجهّز كند .
امام موسى بن جعفر ( ع ) در آخرين زندان خود يعنى ، زندان سندى بن شاهك به سر مىبرد . اين زندان ، بسيار تاريك بود و سندى بن شاهك از ارتباط افراد با امام جلوگيرى به عمل مىآورد ولى با اين وجود امام با گروه خود در بغداد ارتباط برقرار مىكرد و فرامين لازم را بديشان مىداد . ما روايات بسيارى در دست داريم كه حاكى از ارتباط امام ( ع ) با اين افراد است و لكن برخى از مردم ، ارتباط امام ( ع ) را با عناصر گروه خود ارتباطى غيبى مىدانند ، به اين معنا ، كه امام با روش غيبى خود زنجيرها را از دست و پاى خود مىگسست و خارج مىشد و سپس براى برقرار كردن ارتباط با گروه خود به بغداد مىرفت تا نقشهها و اوامر لازم را به آنان بدهد و سپس به زندان باز مىگشت .
ما اين مسأله را بعيد مىدانيم ، نه به سبب آنكه ائمّه ( ع ) نمىتوانستند بدينگونه اعمال اقدام كنند ، زيرا چه بسا خداوند خواست و چگونگى انجام خواستها را در اختيار ياران خود بگذارد ولى ، ائمّه ( ع ) نمىخواستند از طريق امور غيبى به اصلاح امّت بپردازند ، والّا مسأله بسيار آسان بود .
امام ( ع ) دست خود را به دعا بالا مىبرد و از خدا مىخواست كه هارون الرشيد و يحيى و فضل و سندى بن شاهك و عيسى را نابود كند و خداوند نيز دعاى او را مستجاب مىكرد . بدين ترتيب امام بر مسند فرمانروايى تكيه مىزد و به سادهترين شكل ، به حكومت سرزمين اسلامى مىپرداخت .
نه . . .
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢١٣