چون خشم مردم برانگيخت و افراد ستمديده و محروم نامهاى از ستمهاى والى به هارون الرشيد نوشتند ، هارون تصميم گرفت او را عزل كند امّا والى از تصميم هارون اطّلاع يافت و هدايايى براى او فرستاد . در نتيجه ، هارون كارهاى او را ناديده گرفت و او را در مسؤوليّت خود باقى گذاشت .
هارون از اين حاكم هراس داشت و از طرفى تحت فشار ديگران قرار گرفته بود و فرمان عزل او را صادر كرد . پس از آن سپاهى تدارك ديد و براى عزل او راهى خراسان شد .
چون به « رى » - تهران امروزى - رسيد هداياى ديگرى از قبيل جواهرات گرانبها و زنهاى زيبا و پول و هداياى ديگرى از على بن عيسى دريافت كرد و لذا از تهران به بغداد بازگشت ، ولى عاقبت هارون توانست با فرستادن « هرثمة بن اعين » و سپاهيانى نيرومند على بن عيسى را از ميان ببرد ، با اين وجود انقلابهاى خراسان به سبب مظالم حاكم قبلى آن فرو ننشست و تا آنجا ادامه يافت كه هارون شخصا براى خاموش كردن آن روانهء خراسان شد و لكن ، قبل از اجراى تصميم خود درگذشت و در همان جايى كه امام على بن موسى الرضا ( ع ) مدفون است ، به خاك سپرده شد .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد :
چرا ائمّه ( ع ) انقلابهاى محلّى را كه حاكى از درد مردم منطقهء خاصّى بود تأييد نمىكردند ؟
نقاط مختلف جهان اسلام پر از خشم و نفرت بود و پيوسته اين خشم را از طريق جنبشهاى متعدّد با وجود نقطهء اشتراكى كه بين آنها وجود داشت نسبت به خلافت عبّاسيان اظهار مىكردند ، اين نقطهء اشتراك چيزى جز از ميان برداشتن حكومت عبّاسيان و بر پا داشتن حكومتى شرعى و دادگستر نبود ، يك بار يحيى بن عبد اللّه بن حسن بن امام حسن ( ع ) در ديلم قيام مىكرد و بار ديگر ادريس بن عبد اللّه برادر يحيى - كه قبلا از آن سخن گفتيم - در شمال آفريقا انقلابى برپا مىكرد و يك بار ابراهيم سوّمين برادر ايشان در عراق جنبشى را به وجود مىآورد و بار ديگر محمّد چهارمين برادر آنها نهضتى برپا مىكرد و پس از او حسين بن على صاحب « فخّ » در حجاز به پا مىخاست و جريان به همين منوال ادامه مىيافت .
پاسخ : امامان معصوم ( ع ) نمىخواستند حكومتهاى منطقهاى نظير اين حكومتها را تشكيل دهند چرا كه آنها اهدافى بزرگتر يعنى ، بالا بردن سطح رشد و بينش امّت و سازماندهى آنها را در نظر داشتند تا بدين وسيله شايستگى آزادگى را بيابند و آن را مراقبت كنند و نيز بر حكومت خود توانا باشند . امام موسى بن جعفر ( ع ) براى رسيدن به همين اهداف مىكوشيد و در راه همين اهداف به شهادت رسيد . آتش انقلاب اين امام بزرگوار همچنان شعلهور بود و اين همان چيزى است كه مأمون عبّاسى را واداشت تا براى آوردن امام على بن موسى الرضا ( ع ) از مدينه به خراسان پيكى در پى ايشان بفرستد و بدين ترتيب امام را طىّ جريان مفصّلى - كه به خواست خدا در مباحث بعدى
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢١٥