تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
اين نقطهء ضعف مقدار بيم و هراس حكومت را روشن مىكند ، چرا كه در برابر اين رخداد هيچ واكنشى نشان نداد . روايت شده است كه هارون ، امام ( ع ) را زمانى دستگير كرد كه حضرت در كنار مرقد رسول اللّه ( ص ) مشغول نماز بود ، چون امام ( ع ) را نزد هارون آوردند امام پيش خود چنين مىگفت : « يا رسول اللّه من از آنچه به من مىرسد به تو شكايت مىكنم . » مردم از هر سو گرد آمدند و گريه و ناله سر دادند ، چون امام نزد هارون رسيد ، هارون ايشان را سرزنش و از حضرت اظهار بيزارى كرد ، چون شب شد دستور داد دو هودج آماده كنند ، چون آماده شد مخفيانه امام موسى بن جعفر ( ع ) را در يكى از اين هودجها نهاد و آن را به سوى ، « حسان سروى » فرستاد و به او فرمان داد تا امام را در همان هودج به بصره برد و تسليم عيسى بن جعفر بن ابى جعفر كند ، اين شخص والى بصره بود . هارون هودجى ديگر را در روز و به شكل علنى به همراهى گروهى به كوفه برد تا مردم را دربارهء امام موسى بن جعفر ( ع ) گمراه كند . عيسى بن جعفر نيز امام را در يكى از سلولهاى زندان محبوس كرد و بر درب زندان امام ، قفلى زد و ايشان را ممنوع الملاقات كرد و جز براى طهارت و بردن غذا در را به روى امام نمىگشود . اين سخن بدان معناست كه حكومت عبّاسى از يك واكنش همه گير بيم و پرهيز بسيارى داشت ولى ، آيا حاكميّت به اين اعمال محتاطانه بسنده كرد . هرگز از « محمّد بن صدقة العنبرى » روايت شده كه گفته است : چون ابو ابراهيم موسى بن جعفر ( ع ) وفات كرد ، هارون الرشيد پير مردانى را كه از نسل ابو طالب و عبّاس بودند و نيز مقامات مملكتى و حاكمان را گرد آورد و جنازهء ابو ابراهيم موسى بن جعفر ( ع ) را حاضر كرد و گفت : « اين موسى بن جعفر است كه به مرگ طبيعى مرده و بين من و او هيچ اتّفاقى نيفتاده است كه موجب استغفار من شود ( يعنى من او را به قتل نرسانده‌ام ) پس به او بنگريد ، هفتاد نفر از پيروان امام كنار جنازه آمدند و به آن نگريستند و هيچ نشانه‌اى از زخم يا علامتى كه حاكى از خفه شدن امام باشد ، نديدند . بلكه ، فقط در پاى امام يك خراشيدگى ناشى از عبادت ديده مىشد . » هارون الرشيد سلطان كشورى كه خورشيد از آن غروب نمىكند ، همهء سران و فرماندهان جامعه را حاضر مىكند و خود را در مظانّ اتّهام قرار مىدهد و مىكوشد كه خود را از آن تبرئه كند ، چگونه اين‌چنين عملى از او سر مىزند ! و حال اين‌كه او كسى بود كه شبها را تا صبح به شراب‌خوارگى مىگذرانيد و وقت خود را با ريختن خون مجاهدان پر مىكرد ! ؟ ولى پس از شناختن امام - كه درود و سلام خدا بر او باد - تعجّب نمىكنيم كه دوست و دشمن هنگامى كه به هيبت و شكوه امام نظر مىكند موبر تنش راست مىشود .
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 191 | السيد محمد تقي المدرسي