مبارزه برخيزد و جنبش مخالف جديدى را عليه حكومت بنى عبّاس آغاز كند ، و نهضت محمّد و ابراهيم عهدهدار اين مسؤوليّت سنگين بود .
جنبش حسين صاحب فخّ
حركت فخّ به دنبال جنبش محمّد و ابراهيم به وجود آمد ، اين نهضت همچون جنبش ابراهيم و محمّد رنگ نظامى و سياسى نداشت و همچون جنبش محمّد با رهبران و احزاب مختلف ارتباط برقرار نمىكرد تا براى مدّتى ، رهبرى استوارى براى خود فراهم آورد و نيز مانند قيام محمّد ، حكومت عبّاسيان را تهديد نمىكرد .
ولى قيام حسين بن على صاحب نهضت فخ و يارانش مانند جنبش فقها و زاهدان و عابدان و انديشمندان و بسيارى از فقهاى مدينه مثل على بن هشام بن بريد و يحيى بن على و سعيد بن خيثم و فرزندان حسن بن امام حسن ( ع ) ، كه پيشتر از آنها سخن گفتيم ، بدون نقشه و برنامه بود . مدينه در آن زمان شبيه حوزههاى علميهء امروز بود . اينها جنبش حسين بن على را تأييد مىكردند . از ابراهيم بن اسحاق قطان روايت شده كه گفته است : از حسين بن على و يحيى بن عبد اللّه شنيدم كه مىگفتند :
« ما پيش از رايزنى با اهل بيت خود خروج نكرديم و در اين امر با موسى بن جعفر ( ع ) نيز مشورت كرديم و امام نيز ما را به خروج فرمان داد . 6 »
حاكم مدينه پيوسته از وارد آوردن هيچ فشارى به اين فقها ابايى نداشت و هر روز از ايشان بازديد مىكرد و از آنها خواسته بود كه همه روزه در برابر او رژه بروند . فقها نيز از غيبت در اين رژه بيم داشتند زيرا اگر يكى از آنها در اين رژه حاضر نمىشد والى مدينه همهء هاشميان ، اعم از پيرو دانشمند و بازرگان را دستگير مىكرد . اين قضيه همچنان براى ايشان ادامه داشت تا اينكه فقها نامهاى به خليفهء زمان يعنى ، هادى عبّاسى نوشتند ولى او توجّهى به نامهء آنها نكرد به همين جهت حسين بن على بن حسن بن امام حسن ( ع ) با ياران خود گرد آمدند و تصميم گرفتند بر والى مدينه بشورند .
شعار ايشان در آن زمان « أحد أحد » بود . آنها براى قيام در برابر والى خروج كردند كه در نتيجه ، حاكم مدينه از آنجا گريخت و اين عدّه توانستند بر مدينه سيطره يابند . سپس به طرف مكّه آمدند تا آنجا را متصرّف شوند و به دنبال آن بر شهرهاى ديگر نيز تسلّط يابند .
اشتباهات نهضت فخّ
ايشان انديشهاى نادرست داشتند زيرا منطقهء مكّه و مدينه تنها از نظر دينى و سلطهء معنوى ،