فرزندان امام حسن مبارزه را ادامه مىدهند
جنبش محمّد و برادرش به پايان رسيد ولى آيا مبارزه نيز مدفون گشت ؟
تاريخ چنين پاسخ مىدهد : هرگز ! عبد اللّه بن محمّد به خراسان رفت و چون مورد تعقيب قرار گرفت به « سند » گريخت و يحيى بن عبد اللّه كه قبلا از او نام برديم يعنى برادر محمّد بن عبد اللّه از زندان گريخت و به ديلم رفت و پيوسته در شهرهاى مختلف مشغول آمدوشد بود .
هارون الرشيد از تعقيب برادر محمّد بن عبد اللّه ناتوان ماند . وى صاحب نوهاى شد كه محمّد بن جعفر بن عبد اللّه نام گرفت ، او به مصر و سپس به مغرب رفت و عدّهء زيادى از مردم شهرهاى مختلف در آن زمان با او بيعت كردند .
امّا ادريس بن عبد اللّه برادر محمّد به مغرب گريخت و جمعيت بسيارى با او بيعت كردند ولى پس از آن خليفهء عبّاسى كسى را در پى او فرستاد تا مسمومش كند . همانطور كه وى به قتل رسيد ، امّا پسرش ادريس بن ادريس بن عبد اللّه بن حسن بن حسن راه پدرش را دنبال و دولت ادارسه را تأسيس كرد . ساير رزمندگان طرفدار محمّد بن عبد اللّه نيز چنين كردند و همگى در شهرهاى مختلف پراكنده شدند و هريك نطفهء انقلاب ديگرى در آينده به شمار مىآمدند تا آنكه يحيى و ادريس دو فرزند عبد اللّه در عمليّات فخ نيز شركت كردند .
منصور دوانيقى در جنبش زيديه توانست با كشتن ياران ابراهيم و متوارى شدن عيسى - همچنان كه در گذشته نيز يادآور شديم - كار خود را با موفّقيّت به پايان برد .
جنبش زيديه رسوا كنندهء عبّاسيان
اين جنبش از اهميّت زيادى برخوردار بود و از نظر تداوم استراتژى - نه از نظر عظمت يا مقايسه - كمتر از نهضت امام حسين ( ع ) نبود زيرا جنبش امام حسين ( ع ) حركتى بود كه مستقيما اعمال منحرف و بدعتگذاريهاى حكومت اسلامى يعنى موروثى كردن خلافت را محكوم مىكرد ، پس مىتوان گفت امام حسين نيز همچون جدّش رسول اللّه ( ص ) به رويارويى با باطل يعنى احقاق حق قيام كرد .
نهضت امام حسين ( ع ) همان حركتى بود كه جنبشهاى بعدى را به وجود آورد ، جنبش امام حسين ، عليه باطل صورت گرفت و من جنبش ايشان را اوّلين قيام امّت اسلامى مىدانم .
اينچنين بود كه بنى عبّاس به نام خلافت شرعى به حكومت رسيدند و شايد اين فريب براى مردم ، رنگ حقيقت داشت و انتظار مىرفت كه گروه خاصّى با شمشير قيام كند و با توانايى به