به پشت ابو العبّاس زد . » سپس با دست به شانهء عبد اللّه بن حسن زد و چنين فرمود : « خلافت نه به تو مىرسد و نه به دو پسرت بلكه ، خلافت از آن بنى العبّاس است و بدان كه دو پسر تو به قتل خواهند رسيد . » امام سپس برخاست و به دست عبد العزيز بن عمران زهرى تكيه كرد و فرمود : « آيا صاحب رداى زرد - يعنى ابو جعفر منصور - را ديدى ؟ » عرض كرد : آرى . امام فرمود : « به خدا ابو جعفر را مىبينم كه محمّد را به قتل مىرساند . » عبد العزيز گفت : آيا محمّد را به قتل خواهد رساند ! امام فرمود : « آرى »
عيسى نقل مىكند كه چون امام ( ع ) اين سخن را فرمود حاضران پراكنده شدند و ديگر اجتماعى تشكيل ندادند 1 .
اينچنين بود كه همهء بزرگان بنى هاشم اعمّ از عبّاسيان و بنى الحسن و بنى الحسين و فرزندان جعفر و عقيل اجتماع كردند و با در نظر گرفتن آنكه افرادى همچون عبّاس و منصور دوانيقى نيز در ميان ايشان بودند براى محمّد بيعت گرفتند زيرا ، حكومت اموى در شرف سقوط بود لذا محمّد را كه پدرش وى را براى خلافت آماده كرده بود به خلافت برگزيدند . محمّد صلاحيّتهاى رهبرى را داشت و يارانى كه در همهء سرزمينهاى اسلامى پراكنده ، و منتظر لحظهء قيام بودند همگى با وى بيعت كردند و تنها امام صادق ( ع ) از بيعت كردن با او خوددارى كرد . امام در اين هنگام چنين فرمود :
هيچكس جز صاحب رداى زرد - يعنى منصور 2 - به خلافت نخواهد رسيد .
منصور در آن زمان به چيزى گرفته نمىشد ولى منصور نيز چون ديگران با محمّد بيعت كرد و در واقع منصور ، قاتل محمّد ، بيعت وى را بر ذمّه داشت و چنانكه در داستان معروفى نقل مىشود ، منصور قبل از آنكه رهبرى ، از جنبش علويان به عبّاسيان منتقل شود دو بار با محمّد بيعت كرد .
چون منصور به حكومت رسيد و كارهاى خلاف شرع خود را آغاز كرد محمّد و برادرش ابراهيم ، انقلابى را بر ضد حكومت منحرف او علام كردند و مدينه و بصره را پايگاه حركت خود قرار دادند . در آن هنگام مدينه مركزى از مراكز دينى مقدّس به شمار مىرفت و امّت اسلامى ، قبلا آن را پايگاهى نظامى تلقّى مىكردند و از سوى ديگر بصره نيز يكى از پايگاههاى عمدهء نظامى بود كه قبلا احداث شده بود .
نقشهء ماهرانهاى بود ، انقلاب محمّد در مدينهء منوّره و گرفتن مكّه و حومهء آن همزمان با انقلابى ديگر در بصره توسّط برادر وى ابراهيم ، اساس اين نقشه را تشكيل مىداد ولى ، مشكلى كه وجود داشت آن بود كه ارتباط محمّد با يارانش در نقاط مختلف ، مثل مصر و خراسان و رى و جز آن با سرعت و سازماندهى لازم صورت نمىگرفت . اينها مسائلى بود كه در زمينهء جنبش مطرح بود . امّا در زمينهء حكومت عبّاسى كه ابو جعفر منصور در رأس آن قرار داشت ، وى از طريق ربيع اخبارى فورى
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٥٦