جناح ميانهرو امّت اسلامى به شمار مىآمدند ، بدين معنا كه جناح ايشان بين اصول صحيح اسلامى كه مكتبيها مسؤوليّت آن را بر عهده داشتند و اصول منحرفى كه بنى اميه بدان مىپرداختند ، قرار داشت .
پس از وفات رسول اللّه ( ص ) امّت اسلامى به سه جناح تقسيم شد :
جناح اوّل : جناح امام على بن ابى طالب ( ع ) يعنى جناح مكتبى ثابتى كه در راه خدا از سرزنش هيچكس ابايى نداشت .
جناح دوّم : جناح جاهلى تندرو . اين جناح بنى اميه و ابو سفيان و مغيرة بن شعبه و حكم بن العاص بن اميّه را زير پرچم خود داشت .
جناح سوّم : جناح ميانهرو كه ابو عبيدة بن جراح و بسيارى از مسلمانان از جمله بنى عبّاس را در برداشت ، بنى عبّاس همان كسانى بودند كه در آينده نقش اين جناح را ايفا مىكردند .
جناح اصيل همان جناح ثابتى بود كه در راستاى تفكّر اسلامى قرار داشت ، جناحى كه با تعهّد عميقى از ارزشها و اصول اسلامى پاسدارى مىكرد . حضرت فاطمهء زهرا ( ع ) در خطبهء خود به اين مسأله اشاره مىكند : « به خدا از ابو الحسن انتقام نگرفتند مگر به خاطر سختى شمشير و قوّت و مجازاتهاى سخت او و شجاعتش در امور الهى 6 »
قلم و زبان توانايى ندارند از همهء مواضع استقامت و پايدارى حضرت على ( ع ) بر حقّ و رويارويى ايشان با باطل سخن گويند . يك مسأله حتمى و قطعى است و آن استقامت امام تا آخرين مرحله است ، استقامت در مواضعى كه پاى هر مردى در آن مىلغزد و قهرمانان تاب تحمّل آن را ندارند ، ولى بالاخره جناح عبّاسى توانست در پرتو شرايط آماده ، بر اوضاع غلبه يابد ، زيرا بيشتر مردم اهميّتى نمىدادند كه چه كسى به حكومت برسد ، ايشان تنها بر يك مسأله اتّفاق داشتند و آن نپذيرفتن حكومت بنى اميّه و احساس گناه در قبال آل محمّد ( ص ) بود .
بنى هاشم اعم از بنى عبّاس و علويان و فرزندان جعفر و فرزندان عقيل ، همگى دعوت خود را در چارچوب دعوت به رضاى آل محمّد ، متمركز كرده بودند . رضاى آل محمّد يعنى ، فردى كه صلاحيّتهاى رهبرى مكتبى را در برداشته باشد و اين كلمهاى كلّى به شمار مىرفت كه همهء گروههاى انقلابى را اطراف خود جمع كرده بود . دعوت ايشان كاملا سرّى صورت مىگرفت .
ريشههاى جنبش سياسى پس از شهادت امام حسين ( ع ) در وجدان مردم ريشه دوانده بود زيرا تفكّر مكتبى كه از مجموعهء محدودى از مردم تجاوز نمىكرد به جايى رسيد كه بيشترين بخش امّت اسلامى ، آن را حمايت مىكردند . اين جنبش در همهء نقاط منتشر شد و رياست سازماندهى آن را فردى از فرزندان محمّد بن حنفيه به عهده داشت ، فردى كه به نظر مىرسيد حكومت بنى اميّه
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٣٩