مسألهء مهمّ آن است كه ، والى درهاى مسجد را به روى مردم بسته ، و گروهى نگاهبان در اطراف مسجد گماشته بود . زيد نيروهاى بنى اميه را در هم شكست و جنگ به محلههايى كشيده شد كه اهل شام در آن سكونت داشتند و جلوداران لشگر زيد ، خود را به مسجد رساندند لكن ، درهاى آن را بسته ديدند ، لذا از ديوارهاى مسجد بالا رفتند و بر مسجد مشرف شدند ، ايشان با صداى بلند چنين فرياد مىكردند : « اى پيروان زيد كجاييد ؟ اين عذر شما پذيرفته نيست ، درها را شكسته و خارج شويد . » ولى ايشان همچنان آرام بر جاى خود باقى بودند . جنگ بين سربازان زيد و امويان اوج گرفت ، در اينجا نيروهاى كمكى شام از راه رسيدند و بدين ترتيب ، موقعيّت به زيان زيد تغيير كرد .
اگر والى ، انديشهء خود را به كار نمىانداخت جنگ بيشتر طول مىكشيد ، وى چنين انديشيد كه زيد و يارانش على رغم آنكه از نظر تعداد ناچيزند ولى ، افراد شجاعى به شمار مىروند و اگر قرار باشد جنگ با شمشير ادامه پيدا كند زيد و يارانش خواهند توانست سربازان شامى را در كوفه از پاى درآوردند لذا ، به سربازان خود دستور داد ، با تيراندازى به جنگ ادامه دهند زيرا تيرانداز در فاصلهاى دور قرار مىگيرد و با خسارتى كمتر و در مدّتى كوتاه مىتواند 20 تير پرتاب كند بنابراين ، همانطور كه در مثل آمده : « زيادى بر شجاعت غلبه مىيابد . »
روش وى با موفقيّت همراه بود . باران تير ، از هر سو ، از پشت بامها گرفته تا منازل و نخلستانها بر زيد و يارانش فرود مىآمد كه ناگاه تيرى بر پيشانى زيد اصابت كرد و او را به شهادت رساند .
همينكه زيد به شهادت رسيد يارانش شكست خوردند و زيد را گرفتند و حيران به دنبال جايى مىگشتند كه جنازهء وى را به خاك بسپارند . همگى اتّفاق كردند كه جسد وى را در زير يك رودخانه دفن كنند تا آب از روى آن گذشته و مانع از آن شود كه قبرش شناخته شود . وى را در محلّى به خاك سپردند كه امروزه آرامگاه زيد ناميده مىشود ، اين آرامگاه در فاصلهء چند كيلومترى شهر كوفه واقع است ولى ، در حقيقت زيد هيچ آرامگاهى ندارد زيرا همانطور كه مىدانيم ، جسد وى از قبر خارج و به صليب كشيده و سپس سوزانده شد .
بدين ترتيب جنبش زيد بشدّت سركوب شد زيرا زودتر از زمانى كه با يارانش مقرّر كرده بود ، خروج كرد .
پىنوشت :
( - ) نام والى جديد ، يوسف بن عمر بن حاكم ، كارگزار هشام بر عراق بود و والى معزول ، خالد بن عبد اللّه قسرى ناميده مىشد .