تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
مراقب ايشان بودند . اگرچه ، اين جماعت هنگام عمل ، خود را عقب مىكشيدند .

والى آماده باش اعلام مىكند

يكى از افراد بنى اميه ، به جريان نهضت زيد آگاهى يافت و نامه‌اى به اين مضمون به والى كوفه نوشت : « تو كجا هستى ؟ زيد جايگاه خود را در كوفه محكم كرده است و مردم را به بيعت با خود فرا مىخواند حال آن‌كه تو همچنان در خوابى ، بكوش تا او را محاصره كنى . » والى نيز در ميان ارتش ، آماده باش عمومى اعلام كرد و پيغام فرستاد تا ارتش شام نيز آماده باشد و براى عمليّات نقشه‌اى كشيد ، وى مردم را در مسجد جمع كرد و درها را به روى ايشان بست تا ياران زيد نتوانند با انقلاب ، همكارى كنند . به نظر مىرسد ظرفيّت مسجد كوفه از ظرفيّت كنونى آن هم بيشتر بوده است . هنگامى كه مىخواستند مسجد كوفه را - كه طرّاحش سلمان فارسى بود - بنا كنند ، فردى را در نقطه‌اى قرار دادند و او نيز چهار تير به چهار جهت پرتاب كرد و بدين ترتيب وسعت مسجد كوفه را به اندازهء برد يك تير ( تقريبا نيم كيلومتر ) در نظر گرفتند . مساحت اين مسجد نيم كيلومتر در نيم كيلومتر است و با اين بيان معلوم شد كه ، مسجد كوفه جمعيّت زيادى را در خود جاى مىداده است . والى اعلام كرده كه ، در مسجد نماز برگزار مىشود ، معناى اين سخن آن بود كه همهء مردم بايد در مسجد گرد آيند و اگر كسى از آن تخلّف كند ، مجرم شناخته مىشد ، مردم نيز بىخبر از همه جا در مسجد گرد آمدند ، زيد دريافت كه دسيسه‌اى بر ضد او در حال تكوين است لذا ، يك هفته قبل از موعد مقرّر ، عمليّات را آغاز كرد .

زيد در شروع انقلاب شتاب مىكند

بر طبق نقشه ، انقلاب بايد در اوّل ماه صفر صورت مىگرفت ولى ، اين زمان به جلو افتاد و زيد در 23 محرّم خروج كرد . هنگام خروج زيد ( 23 محرّم ) ياران وى در مداين و بصره و حيره و جز آن منتظر شروع ساعت عمليّات بودند كه ناگاه شنيدند ، زيد خروج كرده است ، ايشان نيز قصد خروج كردند ولى ، توانايى آن را نيافتند زيرا خبر خروج زيد به موقع به آنها نرسيده بود . زيد بن على در كوفه خروج كرد و در منطقه‌اى وسيع به جنگ پرداخت . در يك طرف ارتش شام و قبايلى كه آن را تأييد مىكردند قرار داشت ، و در طرف ديگر قبايلى كه طرفدار خط مكتبى بودند . در اين نقطه ، منطقه‌اى به نام « كنانه » بود كه بين دو جبهه قرار داشت . زيد جنگ خود را آغاز كرد ولى ناگهان دريافت كه ياران وى از پانصد نفر تجاوز نمىكند ، در صورتى كه بيش از يك هزار نفر به او قول يارى داده بودند .