موجب سرافرازى مسلمانان شد ؛ زيرا او جوانمردى چالاك و شجاع و تسليم ناپذير و از گرانقدرترين جوانان قريش بود .
سه روز از اسلام آوردن حمزه گذشت كه عمربن خطاب اسلام آورد . با اين تحوّلات ، طلايههاى گشايش در امر رسالت چهره مىنمود ، اين وقايع در اواخر سال ششم بعثت بود كه فاطمه يازدهساله مىشد و از تمام حوادث آگاهى مىيافت و با ايمان و خِرد سرشار خود ، به تجزيه و تحليل آنها مىپرداخت و مىديد كه ابرهاى متراكم از بالاسرِ مسلمانان متلاشى مىشد و مشركان از سرمستى و سلطهطلبى و ستمكارى پايين مىآمدند و تا حدودى از خود نرمش نشان مىدادند و با تمام آنچه از مال و ثروت در توان داشتند رو در رو با پيامبر صلى الله عليه و آله چانه مىزدند و گفتگو مىكردند ، تا شايد او را از دعوت منصرف سازند امّا اين كافران نمىدانستند كه تمام آنچه خورشيد بر آن مىتابد در برابر دعوت و رسالت ، به قدر بال مگسى وزن ندارد ! آنها متاع زودگذر دنيا را پيش كشيده و مىگفتند :
« اگر مال مىخواهى از دارايى خود براى تو ثروتى انبوه فراهم آوريم . اگر شخصيت مىخواهى آقايى و سرورى تو را مىپذيريم و همهء اختيارات را به تو مىدهيم . اگر سلطنت مىخواهى تو را به پادشاهى برمىگزينيم و اگر هيچيك از اينها را نمىپذيرى براى تو طبيب بياوريم و از دارايى خود در اين كار خرج كنيم ! »
« عتبه بن ربيعه » حامل اين پيام بود كه محمّد صلى الله عليه و آله با شنيدن آن ، به تلاوت آيات قرآن پرداخت و سورهء فصّلت را قرائت كرد . قرآن با اعجاز بيان ، عتبه را شيفته و شيداى خود ساخت و به مشركان گفت :
« اين مرد را به حال خود واگذاريد و از او كنارهگيرى كنيد ، به خدا سوگند با سخنانى كه از او شنيدم ، حادثهء بزرگى را احساس كردم . پس اگر عرب او را بازداشتند ، شما به وسيلهء ديگران كارش را تمام كردهايد و اگر بر عرب غلبه كند ، زمامدارى او زمامدارى شماها و عزّت او عزّت شما خواهد بود و شما از همهء مردم به وسيلهء او كاميابتر خواهيد بود . »
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص٩٦