زهرا عليها السلام و رنج محاصره
زهرا عليها السلام در شعب ابوطالب ، پدر و مادرش را همراهى مىكرد ، امّ كثلوم نيز با آنها در اين محاصره شركت داشت . اين وضع سه سال به طول انجاميد كه سخت به تنگ آمدند .
قريش محاصره را شديدتر مىكرد و آذوقه و خوراك را بر آنها تنگ مىگرفت . مشركان اجازه نمىدادند كالايى داخل مكّه شود ، مگر آنكه خود آن را خريدارى مىكردند . رنج و مشقّت بنىهاشم بدانجا رسيد كه به خوردن برگ درختان و پوستهء اشيا مجبور شدند و چيزى به آنها نمىرسيد مگر به طور مخفيانه و اگر قريش خويشاوندى در شعب داشتند ، پنهانى به او كمك مىكردند . كار آنقدر دشوار شد كه نالهء گرسنگى زنان و كودكان از پشتِ شِعب ، شنيده مىشد و اگر در ماههاى حرام مىخواستند چيزى بخرند ، بايد به سراغ كاروانهايى مىرفتند كه از خارجِ مكّه مىآمدند . اهل مكّه اجناس را با قيمت بالا مىخريدند تا بنىهاشم توان خريد نداشته باشند .
براى اينكه تأثير ايمان را در دلهاى مؤمنان به تصوير كشيم ، بايد مثالى از مادر زهرا ، خديجهء كبرى بياوريم : او كه در رفاه و عزّت ، روزگار گذرانيده است ، در اين ايّام رنج و سختى زندگى و تنگدستى را با صبر و بردبارى و خويشتندارى در كنار شوهرش مصطفى صلى الله عليه و آله تحمّل مىكند و شب و روز از وى حراست و مراقبت مىنمايد تا مبادا از ناحيهء قريش به او آسيبى برسد .
خديجه همهء تلاش خود را براى تهيهء آذوقه براى محاصره شدگان به كار مىگرفت و فرزند برادرش حكيم بن حزام بن خويلد ، به او كمك مىداد . روزى ابوجهل راه را بر او سدّ كرد ، دو شتر كه بار براى آنها حمل مىكردند ، مورد تعرض ابوجهل قرار گرفتند و « ابوالبخترى » وساطت كرد كه رفع مانع كند امّا ابوجهل نمىپذيرفت تا اينكه ابوالبخترى او را كتك زد و سرش را شكست و آن دو شتر ، بارِ آذوقه را به شعب رسانيدند . « 1 »
هامش
( 1 ) - سيرهء ابنهشام ، ج 1 ، ص 345