كه سورهء نجم را تلاوت فرمود ؛ اين كافران كه در گذشته كمتر به قرآن گوش داده بودند و به يكديگر توصيه مىكردند كه :
. . . لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَش « 1 »
« به اين قرآن گوش فرا ندهيد و در آن ناهنجارى كنيد ، شايد پيروز گرديد . »
همين افراد با شنيدن آيات قرآن از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله غافلگير شده و با مشاهدهء شيوايى و بيان عالى آن تصميمات گذشته را از ياد بردند و همه گوشِ دل به شنيدن آيات سپردند ، تا اينكه آيات آخر سوره تلاوت شد و قلبها به پرواز آمد ! آنگاه پيامبر اين جملات را خواند : ص فَاسْجُدُوا للَّهِ وَاعْبُدُواش « 2 » كه تأثير عميق آن عنان اختيار از كف آنان ربود و همگى به خاك افتادند ! « 3 » ديدن اين صحنه ، فاطمه را به شگفتى واداشت .
منظره عجيبى است ! مىبيند كه طغيان و عناد سركردگان كفر و استكبار و تمسخركنندگان و جبّاران قريش در برابر تجلّى حق درهم شكسته شده و بىاختيار در برابر خداوند به سجده افتادند و اين تحوّل ناگهانى بازتاب آيات قرآنِ حكيم بود . اين واقعه تذكّرى بود براى مسلمانان كه بدانند قواى شرّ ، هر اندازه طغيان و سلطهجويى كنند ، در برابر كلماتِ نور ( حق ) ، ياراى مقاومت ندارند و اركان قواى شرّ در رويارويى با راز نهان كلمات الهى ، متلاشى خواهد شد .
فاطمه با آنچه مشاهده كرده بود ، خوشحال به خانه برگشت ؛ بهويژه آنكه ديد پيامبر صلى الله عليه و آله به رغم آنهمه توطئهء هماهنگِ كافران ، سالم و سربلند و با روحى آرام و خاطرى آسوده ، از ميان آنها خارج شده است . همين كه مشركين ديدند عظمت سخن خداوند زمام امور را از كف آنها ربوده ، تمام توان خويش را در محو و نابودى آن به كار گرفتند و مشركانى كه در اين واقعه حاضر نبودند به نكوهش آن جماعتِ حاضر پرداختند .
اخبار اين واقعه به مهاجرين حبشه رسيد ، ولى نه به صورت واقعى بلكه بكلّى
هامش
( 1 ) - فصلت : 26
( 2 ) - نجم : 62
( 3 ) - تفسير ابنكثير ، ج 4 ، صص 264 - 279 ؛ البداية والنهايه ، ج 3 ، ص 90 و اتحاف الورى بأخبار امّالقرى ، ج 1 ، صص 215 - 218