تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
مادر نيز در چهرهء دخترانش ذرّات حيات‌بخش وجودِ شوهرِ مهربان و جلال و شكوهِ او و شخصيت و الا و صفات خجسته‌اش را مىديد و قلب بستهء خود را براى آنان مىگشود او كه با وجود همسرش از نو تولّد يافته بود ، و اينك اين شكوفه‌ها ، خانه را از سرور و شادى و نعمت و حيات پر كرده بودند . هرچند چهار دخترِ دلبندش ، پاره‌هاى قلب مادر بشمار مىآمدند ، امّا فاطمه ، در اين ميان ويژگى و جايگاه خاصّى داشت و بيشترين فضاى قلب او را گرفته بود . اين ويژگى دو عامل داشت : نخست اين‌كه : او از همه كوچكتر بود و طبعاً جاذبهء محبّتش بيشتر بود . دوم اين‌كه : در جمال و جلال از همه بيشتر به پدر شباهت داشت . مطابق آداب و رسوم خانواده‌هاى قريش ، مادر ، براى هر يك دايه‌اى شايسته برگزيد ، تا هنگامى كه از شير گرفته شوند ، در اختيارِ مادر و حضانت او ، كه بهترين مربّى بود ، قرار گيرند . فاطمه دوران كودكى را در دامان پدر و مادر و در كنار خواهران ، بويژه زينب - كه چون مادر كوچكى براى وى بود - سپرى كرد . در چهارمين سال تولّد فاطمه « 1 » كه نشانه‌هاى نبوّت ، براى پدر گرامىاش ظهور مىكرد و در تنهايى و خلوت به‌سر مىبرد ، مادر توشهء پدر را فراهم مىساخت و تا با پدر بود به او مهربانى مىكرد و هنگامى كه از خانه دور مىشد قلبش را بدنبالش مىفرستاد . تأمّلات پيامبر در جهان هستى وى را از دنياى مردم روىگردان مىساخت و با عزلتى توأم با تامّل و تفكر ره مىسپرد . گزينش اين عُزلت ، از تدبير الهى بود ، تا وعده‌اى را كه در انتظار آن امر عظيم ( نبوّت ) داشت تحقق بخشد ؛ زيرا روحِ بلندانديشى كه مىخواهد در حيات بشرى تأثير گذارد و آن را دگرگون كند ، ناگزير است كه عزلت و خلوت و انقطاع از مشغله‌هاى خاك و غوغاى زندگى و آنچه مردم را در دشوارىهاى حيات گرفتار ساخته است ، اين‌گونه پرورش يابد . براى پيامبرى كه مىبايست آن امانت بزرگ را به‌عهده گيرد و انقلابى را در زمين و
هامش
( 1 ) - توضيح در تاريخ تولد زهرا عليها السلام پيشتر از نظر گذشت ، « مترجم » .