و مهربان است .
آه از فراق تو اى مادر ! كه اشگهاى ما را بر گريبان جارى كرده ، فرو مىبارد .
و كيست جز مادر كه اشك فرزندان را پاك كند زيرا ، او از هر كس سزاوارتر است .
پس از محمد صلى الله عليه و آله ، درود و سلام خدا بر تو باد تا زمانى كه نغمهاى سروده شود يا شعرى خوانده شود و نيز خاندان پبامبر و يارانش ، تا زمانى كه گويندهاى مىگويد . تو را برترى است و هرگز مقاماتِ عاليهء تو را كسى درك نكرد ! »
سفرنامه زهرا در زندگى
در خانهاى كه ريشهدارترين خاندان قريش است ؛ زهرا بهدنيا مىآيد . پدر ، صادق امين كه احدى از قريش بهپايهء شرافت ، صداقت و امانتش نمىرسد ، مادر بانويى كه در مكه از نظر شرافت و عزّت و رفعت همانندى ندارند . خدا چنين خواسته بود كه زينب و رقيه و امّكلثوم و فاطمه عليها السلام ، در گرامىترين خانه و خانواده ديده به جهان گشايند ؛ خانهاى كه عرب ، در اصالت و كرامت و پاكى براى آن مانندى نمىشناخت ! و با استقبالى روبرو شوند كه هيچ فرزندى مثل آن فرزندان استقبال نشده است ؛ زيرا بيشتر خانههاى مكه از دختران با چهرهء خشمگين و قلبهاى ناراضى استقبال مىكردند و تولّد دختر خبرى ناميمون برايشان بود !
اما خانهء زهرا عليها السلام چنين نبود . پدر و مادر ، محمّد صلى الله عليه و آله و خديجه بودند كه اين چهار دختر را ثمرهء پاك ازدواجى مىدانستند كه بر مودّت خالصى ، پىريزى شده بود و اين هديهء مباركى بود كه خداى تعالى ، روزىِ آنها فرموده و آنها در خشنودى به موهبت الهى ضربالمثل بودند .
پدر گرامى در سيماى دختران نورستهء خود ، جلوهاى لطيف از همسر باوفايش مىديد كه با مهربانى عطوفتش ، انس داشت و رنج و محروميت كودكى و يتيمى را با وصل او جبران مىنمود .