فاطمه و دعوت نهانى
پيامبر دعوت به خدا را با احتياط و بيم و در نهايت اختفا ! آغاز كرد .
مكّه ، مركز آيين عرب بود ، متولّيان كعبه و سرپرستان بتهاى مقدّس نيز تحت نظر ساير اعراب و در مكّه بودند . حركت اصلاحى در اين محيط ، دشوارى بيشترى نسبت به ساير بلاد داشت . اين كار ، ارادهاى خللناپذير و بردبارى در برابر مصيبتها و شكنجهها ، را طلب مىكرد .
حكمت در اين بود كه دعوت در آغاز ، سرّى باشد تا اهل مكّه را به شورش نكشاند .
طبيعى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در نخستين مرحله اسلام را به نزديكترين افراد ؛ يعنى خاندان و ياران صميمى خود - آنان كه اميد خيرى در وجودشان هست و او را به راستى و درستى مىشناسند و او آنها را به خير و حقباورى مىشناسد - ، عرضه كند .
آنان كه هرگز در عظمت پيامبر صلى الله عليه و آله و جلالت نفس و صدق گفتار او ترديد نكرده بودند و به پيامبر پاسخ مثبت دادند و در تاريخ اسلام به سابقينِ نخستين ، شناخته شدند و پيشاپيش آنها همسر پيامبر ، خديجه بود كه از ديرباز چنين لحظهاى را انتظار داشت ، كه همسرش به خواست خدا پيامآور باشد .
او حتّى يك لحظه در پذيرش اسلام درنگ نكرد ، بلكه با شتاب هرچه بيشتر ، به پذيرش دعوت سبقت گرفت . آنگاه غلام پيغمبر « زيد بن حارثه » ، فرزند شراحيل كلبى ، « 1 » اسلام آورد ، آنگاه علىبن ابىطالب « 2 » كه كودكى بود و به دليل عائلهء سنگينِ پدر ، تحت
هامش
( 1 ) - زيد اسيرى بود آزاد شده كه خديجه او را خريده ، به پيامبر هديه كرده بود . پدر و عمويش آمدند كه زيد رانزد قومش ببرند اما او امتناع كرد و محضر پيامبر را برگزيد و پسر خواندهء پيامبر شد و او را زيدبن محمّد مىگفتند و چون اسلام آمد پسر خواندگى باطل شد .
( 2 ) - به اجماع عموم مورّخان و محدّثان شيعه و بيشتر علماى عامّه و بر اساس روايات متواتر ، از پيامبرو اهلبيت عليهم السلام نخستين مردى كه اسلام اختيار كرده و به پيامبر ايمان آورد ، علىبن ابىطالب عليه السلام بوده است . بيشتر مورّخان و محدّثان اهل سنّت ، اين مطلب را در كتب خود آورده و روايات زيادى در تأييد آن نقل كردهاند . علّامه امينى رحمه الله در كتاب گرانسنگ « الغدير » ده روايت از منابع عامّه ، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آورده و سخنانى چند ، از صحابه و تابعين به استناد منابع روايى و تاريخى اهل سنّت و چهرههاى معروف و مورد قبول آنهانقلكردهكه بنا به مفاد اين اسناد ، نخستين فردىكه از مَردان بهاسلام گرويد ، علىبن ابىطالب عليه السلام بوده است . از جملهء اين روايات است روايتِ حاكم در مستدرك ، ابنعبدالبرّ در استيعاب ، خطيب در تاريخ بغداد ، ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغه و جمع كثير ديگرى كه مضمون اين روايت را در كُتُب خود آوردهاند :
قال رسولاللَّه : « أوّلكم وارداً عَلَيَّ الْحَوض أوّلكم اسلاماً عَلِيّ بن أبيطالب » .
« نخستين كسى كه از شما در كنار حوض كوثر بر من وارد مىشود ، نخستين فردى است كه اسلام آورد و او علىبن أبيطالب است . » « نك : الغدير ، ج 3 ، ص 220 تا 240 .
مؤلّف كتاب حاضر نيز در صفحهء 153 متن عربى از سخن پيامبر در ازدواج على عليه السلام با فاطمه در اينباره آورده است : « فَوَاللَّه لَقَدْ أنكحتك أكثرهم علماً وَ أفضلهم حِلْماً وَ أَوَّلهم اسلاماً » ، « مترجم » .