خدا محروم بودند ، آماده سفر شوند ، آنان با شوق فوقالعادهاى از اين سفر استقبال كردند .
پيامبر اكرم ( ص ) به همراه دو هزار نفر از مسلمانان آماده ورود به مكّه و زيارت خانه خدا شدند . در ميان آنها شخصيتهاى بزرگى از مهاجر و انصار به چشم مىخورد كه پا به پاى پيامبر ( ص ) حركت مىكردند . از جمله آنها عبداللّه بن رواحه بود كه زمام شتر پيامبر ( ص ) را در دست داشت . رسول خدا ( ص ) به همراه اين جمعيت كثير در حالى كه صداى « لبيك اللهم لبيك » آنان در سراسر شهر طنينانداز بود ، وارد مكّه شدند . هنگامى كه پيامبر ( ص ) نزديك ركن كعبه رسيد ، مسلمانان صف بستند و آن حضرت ركن را با عصاى خود استلام كرد . « 1 » در اين حال عبداللّه بن رواحه زمام شتر پيامبر ( ص ) را در دست داشت و اين اشعار را مىخواند :
خَلُّوا بَنِى الْكُفَّارِ عَنْ سَبيِلِه * إِنّى شَهِدْتُ أَنَّهُ رَسُولُهُ
حَقّاً وَ كُلُّ الْخَيْرِ فى سَبيلِهِ * نَحْنُ قَتَلْناكُمْ عَلى تَأْويلِهِ
كَما ضَرَبْناكُمْ عَلى تَنْزيلِهِ * ضَرْباً يُزيلُ الْهامَ عَنْ مَقيلِهِ
وَ يُذْهِلُ الْخَليلَ عَنْ خَليلِهِ « 2 »
اى فرزندان كفّار ، از راه محمّد ( ص ) دور شويد كه من شهادت مىدهم به حق او رسول خدا است و تمام خوبىها در راه او است ، ما شما را بر تأويل قرآن مىكُشيم همچنانكه در گذشته بر اساس تنزيل قرآن ضربهها به شما زديم ، ضربههايى كه سرها را از گردن جدا مىكرد و دوست را از توجّه به دوست خود باز مىداشت .
عمر بن خطّاب چون اين اشعار را شنيد ، به عبداللّه اعتراض كرد . پيامبر ( ص ) او را ساكت كرد و فرمود :
فَوَ الَّذى نَفْسى بِيَدِهِ لَكَلامُهُ عَلَيْهِمْ أَشَدُّ مِنْ وَقْعِ النَّبْلِ « 3 »
هامش
( 1 ) . استلام : دست ماليدن به حجرالاسود يا بوسيدن آن در هنگام مراسم حج .
( 2 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 735 - 736 ؛ طبقات ، ج 2 ، ص 121 با اندكى اختلاف .
( 3 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 169 .