إِذا بَلَّغْتنِى وَحَمَلْتِ رَحْلى * مَسافَةَ أَرْبَعٍ بَعْدَ الْحِساءِ
فَزادُكِ أَنْعُمٌ وَ خَلاكِ ذَمٌّ * وَ لا أَرْجِعْ إِلى أَهْلى وَ رائى
وَابَ الْمُسْلِمُونَ وَ غادَرُونى * بِأَرْضِ الشَّامِ مُشْتَهَىَ والثواءِ
اكنون كه ما را رساندى و چهار روز بار مرا در راهى كه همهء آن ريگزار بود ، حمل نمودى ، نعمتهاى تو فزون و بدى از تو دور باد . اين آخرين سفر من است و ديگر به سوى اهل خود باز نخواهم گشت . مسلمانان بر مىگردند و مرا در سرزمين شام مىگذارند كه اقامت در آن گواراست .
زيد بن ارقم اضافه مىكند : چون من اين اشعار را شنيدم ، گريه كردم . عبداللّه چون گريه مرا ديد ، با دست خود مرا ساكت كرد و گفت : اى تنگ نظر ، چه زيانى به تو مىرسد اگر خداوند شهادت را نصيب من فرمايد و از غم و اندوه و گرفتاريهاى دنيا آسوده شوم ؟ « 1 »
حضور در جنگها و مأموريتهاى گوناگون
مامقانى در تنقيح المقال مىنويسد : عبداللّه در جنگ بدر ، احد ، خندق ، حُديبيه ، خيبر و خلاصه در تمامى صحنهها در كنار رسول اللّه ( ص ) حاضر بود ، مگر در جنگى كه منجر به فتح مكّه شد و جنگهايى كه بعد از آن به وقوع پيوست ، زيرا قبلًا در سال هفتم هجرى در جنگ موته شهيد شده بود . « 2 »
عبداللّه بن رواحه افزون بر حضور مستمر در صحنههاى جهاد ، مأموريتهاى مختلفى را نيز به فرمان رسول خدا ( ص ) عهدهدار بود . در سال دوّم هجرى وقتى مسلمانان در جنگ بدر پيروز شدند ، پيامبر ( ص ) او را به همراه زيد بن حارثه به مدينه فرستاد تا مسلمانان مدينه را از پيروزى دلاوران اسلام در اين جنگ باخبر سازند . « 3 » همچنين در سال چهارم هجرى
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 759 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 18 - 19 .
( 2 ) . تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 181 ؛ اسد الغابه ، ج 2 ، ص 157 .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 458 ؛ كامل ، ج 2 ، ص 130 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 296 .