در يكى از غزوات كه به غزوهء بدر الموعد معروف است ، رسول خدا او را در مدينه جانشين خود قرار داد تا مرجع حلّ و فصل مشكلات مردم باشد . « 1 »
از ديگر مأموريتهاى عبداللّه بن رواحه كه به دستور پيامبر صورت گرفت ، برآورد خرماى يهوديان خيبر و گرفتن ماليات از آنان بود . يكبار كه عبداللّه جهت انجام اين مأموريت به خيبر رفت ، خرما را چهل هزار بار شتر برآورد كرد . يهودىها انتظار داشتند كه عبداللّه را با تطميع از اين تخمين منصرف سازند . از همين رو ، مقدارى از زر و زيورهاى زنان را جمع كردند و به او گفتند : اينها از آن تو باشد به شرط اينكه در تخمين خرماها و تقسيم آن بيشتر گذشت كنى . عبداللّه در پاسخ گفت : اى گروه يهود ، شما در نظر من بدترين خلق خدا هستيد ، اما اين مرا وانمىدارد كه به شما ستم كنم . يهوديان چون اين قاطعيت و صلابت در رأى را از عبداللّه مشاهده كردند ، گفتند : با اين دادگرى و عدالت است كه آسمان و زمين استوار باقى مىماند . « 2 »
سريّه عبداللّه بن رواحه
شخصى يهودى به نام يُسَير بن رِزام - كه از دشمنان رسول خدا ( ص ) بود - در خيبر ، قبيلهء بنىغطفان را بر ضدّ پيامبر ( ص ) مىشوراند و قصد داشت كه به مدينه حمله كند .
در شوّال سال ششم هجرى ، « 3 » پيامبر اكرم ( ص ) عبداللّه بن رواحه را به همراه گروهى از اصحاب از جمله عبداللّه بن انَيس روانهء خيبر كرد . اين عدّه پس از ورود به خيبر ، با يُسير بن رزام به مذاكره پرداخته ، او را به اسلام دعوت كردند و از وى خواستند كه به نزد رسول خدا ( ص ) بيايد و اضافه كردند : اگر به نزد پيامبر بيايى ، تو را به امارت منصوب نموده ، مقدمت را گرامى خواهد داشت .
سرانجام يُسير حاضر شد كه با چند تن از يهوديان خيبر به مدينه برود و به محضر پيامبر
هامش
( 1 ) . كامل ، ج 2 ، ص 176 ؛ اعلام ، ج 4 ، ص 217 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 561 .
( 2 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 691 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 369 با اندكى اختلاف .
( 3 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 566 .