تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
به خدا سوگند ، ما هرگز با دشمن به اتكاى شمار زياد و فزونى اسب و سلاح جنگ نكرده‌ايم بلكه با اعتماد به اين دين ، كه خداوند ما را با آن گرامى داشته است ، جنگيده‌ايم . اكنون آماده شويد و بر دشمن بتازيد . به خدا سوگند ، در جنگ بدر كه من خودم ناظر آن بودم بيش از يك اسب در اختيار نداشتيم و در عين حال به فضل و عنايت الهى پيروز شديم . در اين جنگ نيز اگر پيروز گشتيم به آرزوى خود رسيده‌ايم و اگر شربت شهادت نوشيديم ، باز به مقصود خود نايل گشته ، به برادران خود ملحق مىشويم و در بهشت ، مصاحب و همراه ايشان خواهيم بود . « 1 » سخنان عبداللّه تأثير عجيبى بر روحيهء مسلمانان گذاشت و تصميم آنها را بر هجوم عليه دشمن قطعى نمود و در نتيجه بر آن شدند تا از دستور پيامبر ( ص ) پيروى كرده و در محلى كه ايشان معين فرموده بود ، با دشمن مقابله كنند .

مبارزه و شهادت

پس از رويارويى دو سپاه و شهادت جعفر بن ابىطالب و زيد بن حارثه ، نوبت به عبداللّه بن رواحه رسيد كه فرماندهى كند . اين فرمانده شجاع پرچم را به دست گرفت و سوار بر اسب خود به سمت دشمن هجوم برد و اين اشعار را سرود :
أَقْسَمْتُ يا نَفْسُ لَتَنْزِلَنَّهْ * لَتَنْزِلَنَّ أَوْ لَتُكْرِهُنَّهْ إِنْ أَجْلَبَ النَّاسُ وَ شَدُّوا الرَّنَّهْ * مالى أَراكِ تَكْرَهينَ الْجَنَّهْ « 2 »
اى نفس سوگند مىخورم كه در صحنهء كارزار قرار خواهى گرفت ، چه ميل و رغبت به آن داشته باشى و چه از آن ناراحت شوى ؛ اگر چه مردم صداى خود را بلند كنند و صداى طنين‌انداز خود را با گريه معلوم كنند ، چرا از بهشت ( گريزان هستى ) و آن را خوشايند نمىدانى .
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 17 ؛ مغازى ، ج 2 ، ص 760 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 21 .
اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 110 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه