مدت ، گاه تابع مماليك بود و گاه با دولت آل رسول در يمن ، دوستى و رابطه داشت .
فرزندان وى تاسال 737 با يكديگر درگير بودند تا آن كه در اين سال رُمَيثه فرزند ابونمى ، به استقلال بر مكه حكومت كرد . در اين سالها ، افزون بر مماليك و آل رسول ، حكام مغولى ايران ؛ از قبيل اولجايتو معروف به خدابنده و فرزندش ابوسعيد نيز كه به اسلام گرويده بودند ، در انديشهء نفوذ در مكه بودند .
پس از درگذشت رميثه در سال 747 فرزندان و نوادگان وى تا زمان تسلط عثمانىها ، بر اين شهر در سال 923 حكومت كردند . آخرين شريف حاكم بر مكه در زمان سلطان سليم شريف ، بركات بود كه از اعقاب ابونمى به شمار مىآمد .
عثمانىها كه در سال 922 و 923 موفق به نابودى كامل دولت مماليك شده بودند ، بر حجاز نيز تسلّط يافتند . امّا سران اين دولت نيز به دليل شرايط خاص حجاز ، قانع شدند كه مىبايست براى حفظ تسلط خود بر مكه ، حاكميت اشراف حسنى بر اين شهر را بپذيرند . اكنون به جاى مَحْمل مصرى ، كه رهبرى حُجاج را طى دو - سه قرن داشت ، محمل رومى اعزامى از طرف سلطان سليم ، مهمترين محمل موجود در ايام حج به شمار مىآمد . اين محمل از شام به سوى حجاز حركت مىكرد .
ابونمى دوم ، فرزند بركات پس از درگذشت پدرش در سال 932 به جاى او نشست . وى يكى از قدرتمندترين اشرافى است كه در طول قرنها بر مكه حكمرانى كرد . از مهمترين اقدامات وى ، اعلام بسيج عمومى و جنگ بر ضد قواى استعمارگر پرتغال بود كه به سال 948 به جده حمله كردند . وى تا سال 974 بر مكه حكومت كرد و سپس حكومت را به فرزندش حسن سپرد كه تا سال 1010 كه در نجد درگذشت ، بر اين شهر فرمانروايى كرد . پس از وى ، فرزندش ابوطالب براى دو سال و سپس فرزند ديگرش ادريس تا سال 1021 حاكم مكه بودند .
همهء اين افراد ، ناگزير مىبايست از طرف دولت عثمانى به رسميت شناخته شوند .
پس از ادريس ، كسانى از اعقاب ابونمى به امارت مكه رسيدند و به تدريج خود به خاندانهاى مختلف تقسيم شدند و ميان عموزادگان درگيرىهايى نيز پيش آمد .
آثار اسلامى مكه و مدينه ( فارسي ) — صفحة 58
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٥٨