سركوب شد و دولت عباسى كه متزلزل شده بود ، استقرارى مجدد يافت . منصور اين بار عبدالصمد بن عبداللَّه عموى خود را حاكم مكه كرد . اين شخص كسى است كه سُدَيف ابن ميمون را ، كه به نفع علويان شعر مىسرود ، در مكه زنده به گور كرد .
حضور اميران عباسى در اين شهر ، مىتوانست سدّى در برابر قيامهاى علويان باشد . منصور در دوران خلافتش چهار سفر به حج آمد و در سفر پنجم ؛ يعنى در سال 158 در مكه مرد و در كنار قبرستان معلاة مدفون شد . امروزه محلهء كنار قبر او را كه در حاشيهء خيابان قرار دارد ، « جعفريه » ( احتمالًا به نام ابوجعفر منصور ) مىنامند .
مكه تا سال 169 كه حسين بن على شهيد فخ قيام كرد ، در اختيار امراى عباسى بود .
در اين سال ، اين علوى دست به قيام زد و با توجه به محبوبيتى كه داشت و با وجود شهادت سريعش ، ضربهء سختى بر دولت عباسى وارد كرد . منطقهاى كه وى به شهادت رسيد ، تا به امروز « منطقة الشهدا » خوانده مىشود و مقبرهاش همچنان باقى است .
ادريس بن عبداللَّه علوى كه از واقعهء فخ گريخت ، دولتى علوى در آفريقا تأسيس كرد . و برادرش عبداللَّه نيز در ديلمستان ايران قيامى ترتيب داد كه خاموش شد .
در سال 199 بار ديگر يكى از علويان با نام حسين بن حسن معروف به افطس ، به مكه آمد و تحت رهبرى سرى بن منصور شيبانى كه به نام علويان در عراق قيام كرده بود ، مدتى مكه را در اختيار خود داشت . با شكست سرى ، وى كوشيد تا براى محمد بن جعفر الصادق عليهما السلام از مردم مكه بيعت بگيرد . وى كه از پيران علوى اين شهر بود و به ديباج شهرت داشت ، كار را به دست فرزندش على و نيز حسين بن حسن افطس سپرد .
مأمون در سال 200 هجرى قمرى ، سپاهى را به مكه فرستاد و ديباج را به تسليم وا داشت . در سال 202 باز علوى ديگرى با نام ابراهيم بن موسى الكاظم عليه السلام بر مكه غلبه كرد كه توسط عباسيان از مكه بيرون رانده شد .
مأمون كه در ظاهر با علويان اظهار دوستى مىكرد ، پس از سركوبى اين حركتها ، در بيشتر دوران حكومتش ، شهر مكه را در اختيار برخى از علويان گذاشت . اين برخورد ، زمينه را براى تسلط بيشتر علويان بر حجاز فراهم كرد .
آثار اسلامى مكه و مدينه ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٥٤