هم روبروى در فعلى ، در كنار ركن يمانى باز كرد . با آمدن حَجّاج ، بار ديگر كعبه تخريب و به مانند همان كه پيش از زمان ابن زبير بود ساخته شد .
دولت اموى ، اميرانى از خاندان خود و يا چهرههاى كاملا وابسته را به حكومت شهرهاى مهم مىگمارد . خالد بن عبداللَّه قسرى ، عبداللَّه بن سفيان مخزومى و يحيى بن حكم بن ابىالعاص ، از جمله واليان امويان در مكه بودند . مدتى هم عمر بن عبدالعزيز و مَسْلمة بن عبدالملك در اين شهر حكومت كردند . يكى از كثيفترين حكام اموى در مكه ، يوسف بن عمر ثقفى پسر برادر حجاج بود كه جنايات فراوانى را در اين شهر مرتكب گرديد . مكه در سال 129 و 130 هجرى به دست خوارج افتاد و پس از آن باز امويان بر آن مسلط شدند ؛ گرچه اين بار ، عُمْر دولتشان به پايان رسيده و در سال 132 هجرى براى هميشه در شرق اسلامى سقوط كردند .
مكه در دورهء عباسيان
پس از سقوط امويان ، بنى هاشم كه طى مدت نود سال زير فشار آنان بودند و تنها جانشين قابل قبول امويان ميان مردم تلقى مىشدند ، به قدرت رسيدند . بنىعباس به نام اهل بيت قدرت را به دست گرفتند . ابتدا اظهار تشيع كردند ؛ اما اندكى بعد ، به دليل مقابله با علويان ، و كسب وجهه ميان سنيان ، مذهب تسنن را پذيرفته ، آن را رسميت بخشيدند .
مهمترين رقيب آنان ، علويان بودند كه لحظهاى از قيام و شورش بر ضد عباسيان نمىايستادند . شمار بسيارى از علويان ، در دو شهر مكه و مدينه زندگى مىكردند و به رغم آوارگى و هجرت گروهى از آنان به اقصا نقاط دنياى اسلام ، هيچگاه اين دو شهر از حضور آنان خالى نگرديد .
نخستين والىِ عباسى مكه ، داود بن على بن عبداللَّه بن عباس بود . پس از عزل وى ، سفاح دايىاش زياد بن عبداللَّه حارثى را به امارت مكه نصب كرد . پس از آن منصور نيز مكه را در اختيار برخى از امراى عباسى ؛ از جمله سرى بن عبداللَّه بن حارث قرار داد .
در سال 145 شورش نفس زكيه در مدينه و شورش برادرش ابراهيم در بصره