بايستد . خداوند در قرآن فرمود :
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ . . .
« 1 »
« ما به هر سو گردانيدن رويت در آسمان را نيك مىبينيم . پس تو را به قبلهاى كه بدان خشنود شوى برگردانيم ؛ پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن ؛ و هر جا بوديد ، روى خود را به سوى آن برگردانيد . »
اما از نظر سياسى ، به دليل مركزيت مدينه ، شهر مكه در درجهء دوم از اهميت قرار گرفت . اين زمان ، شخصيتهاى برجستهء شهر مكه به مدينه رفتند تا در دولت جديد بهره و نصيبى داشته باشند . بسيارى از اين افراد ، كسانى بودند كه در سال هشتم هجرت ، به زور مسلمان شده بودند . براى نمونه ، از آن پس ، طايفهء بنىاميه در مدينه ديده شدند نه در مكه .
در دورهء پيامبر صلى الله عليه و آله مدتى مُعاذ بن جَبَل و زمانى هم حارث بن نَوْفَل بن حارث بن عبدالمطّلب و زمانى عَتّاب بن اسيد بر مكه حكومت كردند . در زمان خلفا ، برخى از مهمترين واليان مكه عبارت بودند از : نافع بن عبدالحارث ، عبداللَّه بن ابزى ، خالد بن عاص مخزومى و عبداللَّه بن خالد بن أسيد اموى . و در زمان امام على عليه السلام ، نخستين حاكم مكه ، ابوقتادهء انصارى و دومين آنها قُثَم بن عباس و سپس معبد بن عباس بود . آخرين حاكم اين شهر از سوى امام على و امام حسن عليهما السلام ، جارية بن قدامه بود .
با رفتن امام على عليه السلام از حجاز به عراق ، در سال 36 هجرى ، مركز خلافت از مدينه به عراق انتقال يافت و مدينه و مكه ، در عين حفظ اهميت دينى خود ، به عنوان « حرمَين » ، از نظر سياسى موقعيت چندانى نداشتند ؛ گرچه چهرههاى شاخص دينى و سياسى از صحابه و فرزندان آنان ، هنوز در اين دو شهر فراوان بودند .
امام حسن عليه السلام بعد از صلح با معاويه به مدينه بازگشت . برادرش امام حسين عليه السلام نيز در
هامش
( 1 ) بقره : 144