مورد خداوند تعبير ( اذن اللّه ) دارد اگر بتوانيم از جهت سند ، روايت مزبور را خدشه و طرح مىنمائيم و مىگوييم چنين روايتى اصلا از معصوم ( ع ) صادر نشده است و اگر سند روايت قابل خدشه نباشد بايد آن را تأويل و توجيه نمائيم و يا در آيهاى با تعبير « يد اللّه » مواجه مىشويم آيه قابل طرد و طرح نمىباشد و بايد آن را توجيه نمائيم كه منظور از « يد اللّه » قدرت اللّه ، خواهد بود .
و همچنين ( كلّما حصل القطع من دليل نقلىّ . . . ) اگر از دليل نقلى يقين حاصل گرديد مثلا از اجماع و اتفاق همه شرائع ، قطع حاصل گرديد كه عالم از نظر زمان حادث است ( فلا يجوز ان يحصل القطع . . . ) اى فلا يمكن كه بر خلاف اجماع مذكور از دليل عقلى قطع و يقين حاصل شود كه عالم قديم است به اينگونه : العالم اثر للقديم ( عالم اثر قديم است كه خداوند متعال است ) و از نظر فلسفه ثابت است كه انفكاك اثر از مؤثّر محال است بنابراين عالم بايد قديم باشد و اگر حادث باشد لازم مىآيد كه اثر از مؤثّر جدا باشد و صورت قياس اينچنين از آب درمىآيد ( العالم اثر للقديم و كلّ اثر القديم قديم زمانا فالعالم قديم زمانا ) و اين قياس برهانى عقلى با اجماع مزبور كه قطع بحدوث عالم را زمانا بوجود آورده ، تعارض دارد در اينجا بايد بگوئيم كه صورت برهان مذكور شبههاى است در مقابل بداهت . بداهت همان حدوث عالم است و اين قياس نقص فنّى دارد به اين معنى كه كبرى آن كليّت ندارد چه آنكه در علل و معلول غير اختيارى مانند « نار » و « حرارت » و شمس و روشنائى و . . . انفكاك معلول از علت ممنوع و محال است و امّا در علل و معلول اختيارى انفكاك معلول از علت هيچ ممنوعيّتى ندارد از باب توضيح مطلب مثلا نفس انسان علّت است و ايجاد صورت ذهنى در صفحه خاطر ، معلول است اگر نفس توجّه خود را از آن صورت ذهنى بردارد ، صورت ذهنى به نابودى مىگرايد و نفس باقى خواهد بود .
مىبينيم كه در علّت و معلول اختيارى انفكاك معلول از علت هيچگونه عيب و نقص فنّى به حساب نمىآيد .
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٤