مىدهد . كوتاه سخن علم بوجود صانع يا از همين عقل فطرى سرچشمه مىگيرد و يا از سرچشمه عقليات بديهى ، سيراب خواهد شد ( عقليات بديهى مانند هر اثرى مؤثرى دارد و هر بناى بنّا دارد و هر مصنوعى صانع دارد ) . و يا از مقدمات نظرى كه منتهى به ضرورة و بداهت مىگردد ، سرمنشأ خواهد گرفت . ( مقدمات نظرى كه منتهى به ضرورة و بداهت است مانند باران معلول ابر است و ابر معلول بخار دريا و بالاخره به علت اصلى كه خداوند باشد منتهى مىگردد و الّا يا دور لازم مىشود و يا تسلسل ) . هر سه مورد مذكور از آن عقل است و چگونه محدّث بحرانى دليل نقلى را بر حكم عقل مقدم داشته است ؟ !
قوله و الّذى يقتضيه النّظر ( ق صفحه 10 سطر آخر ج صفحه 18 سطر 15 )
( شرح )
( دقت فرمائيد ) اخباريين جهت اثبات مدعاى خود مبنى بر اينكه قطع حاصل از مقدمات عقليه نسبت به حكم شرعى اعتبارى ندارد ، دو تا دليل دارند دليل اول اين است كه مقدمات عقليه خطاء و اشتباه دارند دليل دوم را مرحوم شيخ در ضمن فان قلت ( سطر 6 صفحه 11 ) مطرح مىنمايد و به پاسخ آن آشنا خواهيم شد . بحث در رابطه با دليل اول اخباريها به اينجا رسيد كه مرحوم شيخ سخنانى از محدثين استرابادى و جزائرى و بحرانى نقل و انها را مورد نقد قرار داد و در ادامه نقد چنين مىفرمايد : ( و الّذى يقتضيه النّظر . . . ) اگر از دليل عقلى براى ما قطع و يقين حاصل شود غيرممكن است كه از دليل نقلى مثلا از روايت و حديث ، قطع و يقين بر خلاف آن ، حاصل گردد و لذا از نظر ظاهر اگر دليل نقلى ، معارض با حكم عقل وانمود گرديد آن دليل نقلى را اگر قابل طرح باشد ، بايد طرح نمائيم و اگر قابل طرح نباشد ، بايد تأويل و توجيه نمائيم مثلا با برهان عقلى ثابت شده است كه خداوند جسم ندارد و داراى اعضا و جوارح نمىباشد و يك روايتى در
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٣