تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
كه بر جسم طبيعى عارض مىشود . توضيح مسئله مورد بحث از اين قرار است : عدّه‌اى از فلاسفه بنام مشائين ( آنهايى كه پايبند دليل و استدلال هستند و برطبق منطق و برهان مشى مىكنند و علم را زائده استدلال و دليل مىدانند ) معتقدند كه جسم طبيعى از دو جوهر به نام‌هاى هيولا ( ماده ) و صورت تركيب يافته است مثلا علقه مركب از ماده ( هيولا ) و صورت است و مضغه و جنين همچنين است . ماده و هيولاى علقه و مضغه و جنين يك چيز است و صورت‌هاى هريك باهم تفاوت دارد صورت علقه از بين مىرود و صورت مضغه بوجود مىآيد و همچنين با انعدام صورت مضغه صورت جنينيّت ايجاد مىشود و در تمام مراحل ، هيولا و مادّه ثابت است و صور و اشكال اعدام و احداث مىشوند در مثال تفرق ماء كوز ، الى كوزين ( آب يك كوزه را به دو كوزه تقسيم كردن ) از يك طرف مىبينيم با تفرق و تقسيم آب يك كوزه را به دو كوزه ، شخص آب اولى منعدم مىشود و دو آب ديگر احداث مىگردد و از طرف ديگر كاملا معلوم است كه دوتا آب جديد از عدم بوجود نيامده است و همچنين از آسمان نازل نگشته است و از اينجا نتيجه مىگيريم كه هيولا و ماده واقعيّت دارد و هر جسمى از دو جوهر ماده و صورت مركب شده است كه ماده و هيولاى آب دو كوزه جديد عين همان ماده آب كوزه اولى است كه با تقسيم و تفرقه ، تنها صورت آب كوزه اولى از بين رفته و ماده آن باقى مىباشد منتهى صورت ديگرى كه « مائين الآخرين » باشد ، احداث شده و برآن ماده عارض گشته است . عدّه ديگر از فلاسفه بنام اشراقيين ( كسانى كه علم را اشراق و تابش نور مىپندارند ) معتقدند كه جسم بساطت دارد و هر جسم را جوهر واحدى تشكيل مىدهد و هيولا و صورتى در كار نخواهد بود منتهى آن جوهر واحد ، تشخّصات و اوصاف گوناگونى را پذيرا مىباشد مثلا مضغه جوهر واحدى دارد و بالفعل متصف به مضغه بودن است و بالقوه متّصف به جنين بودن و يا انسان بودن مىباشد