نصف شود و جداى از هم در ظرفى قرار بگيرد مشائين معتقدند كه آب اولى منعدم شده است و دو وجود ديگرى احداث گرديده . اشراقيين مىگويند آب اولى منعدم نشده است و بلكه صفت آن تغيير نموده و حالت اتصال را از دست داده .
وجه استشهاد اين است كه يكى از دو قول مزبور قطعا خطأ و خلاف واقع است و منشأ خطأ هم ماده قياس است و اگر در منطق قانونى جهت جلوگيرى از خطاهاى ناشى از مادهء قياس وجود داشت آقايان اشراقى و مشائى اينچنين بر خلاف هم ادعاى بداهت و ضرورت نمىكردند .
توضيح مسئله
قبلا بايد بمعنى و مفهوم چندتا واژه فلسفى توجّه نمائيم : 1 - « هيولا » هيولا عبارت است از استعداد و قابليت و آمادگى هر شىء براى وجود و قبول صورتها و اشكال گوناگون . مثلا « موم » شىء است كه استعداد و آمادگى براى قبول اشكال مختلف را دارد كه به صورت انسان و حيوانات مختلف درمىآيد همان استعداد آن را به « هيولا » تعبير مىكنند به عبارت واضحتر هيولا همان مادّه هر شىء است مثلا موم داراى ماده و صورت است ماده آن به شكلهاى گوناگون جلوهگر مىشود و در علم نحو ماده ض ر ب به صورت ( ضرب يضرب و ضارب و و . . . ) درمىآيد . پس هيولا يعنى ماده كه شكلپذير است و در مقابل صورت مىباشد . 2 - « جسم » جسم به دو قسم است يك جسم طبيعى و ديگر جسم تعليمى جسم طبيعى همان ذات شىء است جسم غير طبيعى همان صورت و شكل است كه بر جسم طبيعى عارض مىشود مثلا جسم طبيعى « موم » همان ذات موم است و جسم تعليمى آن همان اشكال مختلفهاى است كه بر جسم طبيعى عارض مىشود و يا مثلا آب جسم طبيعى دارد كه همان ذات آب باشد و جسم تعليمى آن همان صورت مائيّت ( جسميّة المائيّة ) و يا صورت هوائيه ( جسميّة الهوائيّة ) خواهد بود
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٠