علماء علم كلام در مورد مسائل كلامى مانند سهو و نسيان پيامبر ( ص ) و ديگر مسائل ، نظريات گوناگون و مختلفى موجود است .
( و السّبب فى ذلك انّ القواعد المنطقيّة . . . ) انگيزه وجود اختلافات در قسم دوّم از علوم نظرى اين است كه قواعد منطقى تنها جلو خطاهاى فكرى ناشى از صورت و هيئت قياس را مىگيرد و امّا در برابر خطاهاى ناشى از ماده قياس ، كارساز نخواهد بود ( دقت فرمائيد ) قواعد منطقى چرا در رابطه با خطاهاى ناشى از صورت و هيئت قياس كارساز است و در رابطه با خطاهاى ناشى از ماده ( صغرى و كبراى ) قياس كارساز نمىباشد ؟
پاسخ اين سؤال از اين قرار است : قياس از نظر صورت و هيئت تأليف يا استثنائى مىباشد و يا اقترانى ، و اقترانى يا حملى و يا شرطى خواهد بود و از لحاظ ماده و مقدماتى كه قياس از انها تشكيل مىشود به پنج نوع تقسيم مىشود 1 - برهان 2 - جدل 3 - خطابه 4 - شعر 5 - مغالطه .
يعنى اگر قياس از قضاياى يقينى مانند « الكلّ اعظم من الجزء » تأليف شود « برهان » خواهد بود و اگر از قضاياى مشهوره مانند « الظّلم قبيح » تركيب يابد « جدل » مىباشد و اگر از قضاياى مظنونه مانند « جاء الزّيد من السّفر » مركب شده باشد ، قياس خطابى بوجود مىآيد و غير ذلك . . . رمز اينكه علم منطق جلو خطاهاى ناشى از هيئت قياس را مىگيرد اين است كه بتوسط قواعد منطقى فورا مىتوانيم تشخيص بدهيم كه فلان قياس مثلا از نوع قياس اقترانى و شكل اول و بديهىّ الانتاج است و شرائط نتيجه دادن قياس از ناحيه علم منطق معلوم و مشخّص مىباشد و ( از باب مثال در قياس « خانه موش دارد . . . » بتوسّط علم منطق فورا تشخيص مىدهيم كه قياس مذكور ، اقترانى مىباشد و شكل اوّل است و يكى از شرائط شكل اوّل آنست كه حدّ وسط بايد تكرار شود و در قياس مذكور حدّ وسط تكرار نشده لذا منتج نمىباشد . )
و رمز اينكه قواعد منطقى نمىتواند جلو خطاهاى ناشى از ماده قياس را
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٧٧