تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مكلف بياورد اين است كه به مكلف مىگويد : « تو در انتخاب وجوب و يا حرمت نظر الى السماء مخيّر هستى و بدون ترديد غرض از خطابات توصليّه انجام و يا ترك چيزى است در مقام عمل و در خارج . درحالىكه بدون اين « خطاب آخر » مكلف از لحاظ تكوين بين فعل و يا ترك آن مخيّر است يا نظر الى السماء را انجام مىدهد و يا ترك خواهد كرد و بدين لحاظ « خطاب آخر » چيزى را از مكلف طلب مىنمايد كه آن چيز حاصل است
( سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد * و آنچه خود داشت ز بيگانه تمنّا مىكرد گوهر كز صدف كون و مكان بيرون بود * طلب از گم‌شدگان لب دريا مىكرد )
تحصيل حاصل و مطالبه چيزى كه حاصل است به حكم عقل در مورد شارع مقدس محال خواهد بود . ( الّا ان يقال انّ المدّعى . . ) « دقت فرمائيد » كسى كه دقيقا مسئله مورد بحث و سخنان ما را نظاره مىكند مىتواند با حرفهاى خود ما بر ما ايراد نمايد و بگويد كه « خطاب آخر » دو چيز را بيان مىنمايد يكى اينكه مكلف در دوران امر بين محذورين بين وجوب و حرمت مخيّر است و ديگر اينكه مكلف بايد به آنچه كه اختيار نموده التزام و تعبد داشته باشد ( 1 - بان يقصد منه التعبد . . . 2 - لا مجرّد مضمون احد الخطابين . . . ) بنابراين مطالبه مذكور از ناحيه « خطاب آخر » تحصيل حاصل نمىباشد و اشكال دوم موقعيّت خود را از دست خواهد داد ( فينحصر دفعه بعدم الدّليل . . . ) در پاسخ الا ان يقال . . . بايد بگوئيم اصلا دليلى از عقل و يا نقل بر وجود « خطاب آخر » نداريم . ( و امّا دليل وجوب الالتزام بما جاء به النّبى « ص » ) معترض مىگويد چه دليل بالاتر و مهم‌تر از ادلّه قطعى و جزمى كه التزام بما جاء به النبى ص را از لازمه ايمان كامل معرفى نموده‌اند و عدم التزام مزبور را نشانه كفر و شرك مىشناسند ؟ ! بنابراين در مسئله مورد فرض جناب مكلف بايد يكى از وجوب و حرمت را اختيار نمايد و به آن التزام قلبى داشته باشد و مخالفت التزاميه سر از ناروائى در مىآورد و از صحّت و جواز بىنصيب خواهد گشت .