يا حرمت نظر الى السماء ، از نظر اعتقادى به اباحه نظر الى السماء ملتزم شود .
( نتيجه )
در شبهه حكميّه اصالة الاباحه نمىتواند اخراج مورد نمايد و بلكه با حكم واقعى معلوم بالاجمال تنافى داشته و در مقابل آن قرار مىگيرد و در عين حال بخاطر عدم لزوم مخالفت عمليّه ، با جريان خود حكم واقعى معلوم بالاجمال را نفى مىكند و مخالفت التزاميه را تجويز مىنمايد .
( و وجوب الالتزام با الحكم الواقعى . . . ق صفحه 19 سطر 16 ج صفحه 31 سطر 4 ) مرحوم شيخ با اين عبارت اشكالى را پاسخ مىدهد و از اين عبارت تا عبارت ( هذا و لكن التحقيق . . . ) با شيوه ديگرى مسئله جواز مخالفت قطعيه التزاميه را تثبيت مىنمايد : ما حصل اشكال مقدّر اين است كه با قطعنظر از عمل ، التزام قلبى نسبت به حكم واقعى الهى لازم مىباشد مثلا در علم تفصيلى دفن ميّت مسلمان واجب است علاوه بر عمل ، التزام به اينكه دفن ميّت مسلمان بعنوان حكم اللّه ، لازم خواهد بود و همچنين در مثال مورد بحث نظر الى السماء يا حرام است و يا واجب مىباشد حكم واقعى معلوم بالاجمال يا وجوب نظر است و يا حرمت نظر و با قطعنظر از عمل ، التزام اعتقادى لازم است بنابراين اگر با اصالة الاباحه حكم واقعى معلوم بالاجمال ، نفى شود مخالفت عملى از لحاظ عقد القلب لازم مىگردد و سرانجام جريان اصالة الاباحه با مانع برخورد مىنمايد و جواز مخالفت التزاميّه را مخدوش خواهد ساخت .
پاسخ از اين قرار است : اوّلا وجوب التزام به حكم واقعى با قطعنظر از عمل و مجزّاى از عمل و اطاعت و معصيت ، ثابت نمىباشد ارى در اصول دين التزام قلبى علاوه بر عمل بعنوان لزوم ذاتى مطرح است و اما در فروع دين التزام به حكم اللّه ذاتا لزوم ندارد و بلكه از باب مقدّمه ، لزوم دارد يعنى التزام به حكم اللّه
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٧٤