واجب الوطى مىباشد يا خير ؟ اصل عدم تعلّق حلف به آن مرئه ، جارى مىشود و همچنين شك داريم كه آيا بسبب حلف محرم الوطى مىباشد يا خير ؟ اصل عدم تعلّق حلف به آن مرئه ، جارى مىشود .
بنابراين اصل مزبور حقيقة موضوع خود را كه مرئه معيّنه باشد از تحت موضوع وجوب و حرمت وطى ، خارج مىنمايد موضوع وجوب و حرمت وطى ، مرئهاى است كه متعلق حلف باشد و اين مرئه معيّنهاى كه مورد شك و ترديد است حقيقة غير از آن مرئهاى است كه متعلّق حلف مىباشد سرانجام معلوم گرديد كه اصل عدمى نسبت به دليل وجوب و حرمت ، از باب « ورود » مقدّم است ، نه از باب حكومت و ماجراى محلّ بحث هرگز از قبيل اكرم العلماء و العالم الفاسق ليس بعالم ، نخواهد بود چه آنكه خروج عالم فاسق از « العلماء » تنزيلى است و خروج مرئه مورد شبهه از موضوع وجوب و حرمت وطى بسبب حلف ، حقيقى مىباشد .
( نتيجه )
در شبهه موضوعيّه اصل عدمى مجراى خود ( مرئه معيّنه ) را از تحت موضوع وجوب و حرمت وطى از باب ورود ، بيرون مىنمايد يعنى اصل مزبور با خود تكليف ( وجوب و حرمت ) اصلا مواجهه و مقابله و برخوردى ندارد وجوب و حرمت را طرد و طرح نمىكند و بلكه دست مرئه مورد شبهه را مىگيرد
هامش
واقعى تقدّم دارد ) و همچنين فرمايش خود شيخ « ره » كه در صفحه 20 سطر 18 تعبير به ( حاكمة . . . ) نموده است از ناحيه مؤلف نقد شده است لذا از خواننده عزيز شديدا انتظار مىرود كه 5 صفحه از ج 2 « شرح فارسى بر اصول فقه » از صفحه 321 الى صفحه 325 در رابطه با « حكومت و ورود » و تخصيص و تخصص را با دقت تمام مطالعه فرمايد تا كاملا واضح گردد كه مسئله مورد بحث از باب حكومت است و يا از باب ورود و آيا نقد مؤلف وارد است يا نه ؟