الوطى . ) و همچنين گاهى اشتباه و ترديد بين دو حكم ( وجوب و حرمت ) مربوط به موضوع واحدى مىباشد مانند هر دو مثال مذكور كه « دفن كافر » و « وطى مرئه معيّنه » هركدام موضوع واحدى مىباشد .
و گاهى اجمال و ترديد بين حكمين ، مربوط به دو موضوع است مانند « طهارة بدن » و « بقاء حدث » مثلا شخصى علم اجمالى دارد كه مايع معلوم يا بول است و يا آب مىباشد جهت رفع حدث با مائع مزبور وضوء مىسازد ( البته با حالت عدم توجه بر اينكه اين مائع مردد بين اب و بول است و غافلانه وضوء مىگيرد چه آنكه اگر توجه داشته باشد كه آن مائع مردد بين بول و اب است وضوء ساختن به جهت عدم امكان قصد قربت جائز نمىباشد . ) در اين فرض دو حكم است ( 1 - طهارة و نجاسة 2 - حدث و عدم حدث ) كه مربوط به دو موضوع مىباشد موضوع طهارة و نجاسة « بدن » است و موضوع حدث و عدم حدث « نفس » مىباشد قاعدة در مثال مذكور اگر در واقع مائع مورد نظر آب باشد هم رفع حدث شده كه وضوء مجدد واجب نخواهد بود و هم بدن او ( اعضاء وضوء ) طاهر است . و اگر مائع مزبور در واقع بول بوده هم بدن او نجس است و هم رفع حدث نشده است چه آنكه از لازمه آب بودن مائع ، طهارة بدن و رفع حدث است و از لازمه بول بودن آن مائع ، نجاسة بدن و بقاء حدث و وجوب وضوء جديد است و لكن در مثال مذكور مخالفت التزاميّه علم اجمالى امكان دارد كه هر دو ملازمه مزبور را مخالفت نمائيم به اينگونه : در مورد شخص مورد ، بحث ملتزم شويم كه حدث او باقى است يعنى شك مىكنيم كه با وضوء گرفتن با مائع مردّد ، رفع حدث شده است يا نه ؟ استصحاب بقاء حدث جارى مىكنيم و ملتزم مىشويم كه بايد وضوء جديد بگيرد و در مورد طهارة بدن ايضا استصحاب طهارة را جارى مىكنيم و ملتزم مىشويم كه بدنش طاهر است .
بدين كيفيّت مخالفت التزاميّه تحقّق مىيابد و ملازمه بين بول بودن مائع و بقاء حدث و نجاسة بدن و ملازمه بين آب بودن مائع و رفع حدث و طهارة بدن ،
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٦٧