آقاى خالد علم اجمالى دارد كه كتاب مزبور يا در واقع ملك زيد است و يا ملك بكر مىباشد از اين علم اجمالى علم تفصيلى ( مبنى بر اينكه نصف كتاب از مالك واقعى آن به او منتقل نشده است ) متولّد مىشود .
مورد پنجم : ( حكمهم فيما لو كان لاحد درهم . . . ق صفحه 18 سطر 3 ج صفحه 29 سطر 5 زيد دو درهم و بكر يكدرهم بطور امانت بدست آقاى خالد كه امين و مورد اعتماد مىباشد ، سپردهاند يك درهم آن تلف شده و معلوم نيست كه درهم تلف شده مال زيد بوده و يا مال بكر بوده است فقها در چنين فرضى حكم نمودهاند كه از دو درهم باقىمانده نصف درهم مال بكر است و يك درهم و نيم مال زيد مىباشد طبق حكم مزبور شخص سومى مىتواند درهم مشترك را بعنوان بهاى چيزى تصاحب نمايد در صورتى كه شخص سوم علم اجمالى دارد بر اينكه اين درهم مشترك در واقع يا ملك زيد است و يا ملك بكر مىباشد و از اين علم اجمالى علم تفصيلى حاصل مىنمايد مبنى بر اينكه نصف درهم از مالك واقعى آن به او منتقل نشده است .
مورد ششم : ( ما لو اقرّ به عين . . . ق صفحه 18 سطر 6 ج صفحه 29 سطر 8 ) آقاى زيد در محكمه اعتراف نمود كه فلان كتاب رسائل مال بكر است طبق اين اعتراف ، كتاب مورد بحث را به بكر تحويل دادند و دوباره اقرار نمود كه كتاب مذكور مال خالد است اقرار دوم ايضا نافذ است و از ناحيه محكمه ملزم مىشود كه بهاى كتاب را كه يك دينار مىشود بعنوان غرامت به خالد بپردازد جناب وليد آمد يك دينار از خالد و كتاب رسائل را از بكر خريدارى نمود و جاريهاى را تحويل انها نمود آقاى وليد علم اجمالى دارد كه كتاب رسائل يا مال بكر بوده و يا مال خالد بوده است و از اين علم اجمالى علم تفصيلى حاصل مىكند بر اينكه بهاى جاريّه تماما از مالك واقعى آن به او منتقل نشده و قسمتى از بها در واقع ملك مقرّ مىباشد .
مورد هفتم : ( الحكم بانفساخ العقد . . . ) زيد و بكر راجع به مبيع و مثمن اختلاف
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٥٨