نماز باطل است اعاده و يا قضا بر او واجب مىباشد اگر مقصود كاشف الغطاء اين باشد لطمهاى بر حجيّت و اعتبار قطع قطاع ما دام موجودا ، وارد نمىآيد چه آنكه در اين زمينه دو صورت قابل تصوّر است :
صورت اوّل : ( ان كان تكليفه حين العمل مجرّد الواقع . . . ) اين است كه قطع ، طريقى باشد نه موضوعى در قطع طريقى چه مربوط به قطاع باشد و يا غير قطاع ، اگر كشف خلاف شود ، اعاده و قضاء لازم مىباشد مثلا قطع حاصل نموده كه طهارة داشته و نماز خوانده و بعد از نماز كشف شده كه طهارة نداشته . اعاده و قضا واجب مىباشد چه از طريق معمول قطع حاصل شده باشد و چه از طريق غير معمول . بنابراين قطع قطاع با قطع غير قطاع تفاوت و فرقى ندارد .
صورت دوّم : ( و ان كان للاعتقاد مدخل فيه . . . صفحه 4 سطر 7 ) اين است كه قطع ، موضوعى باشد نه طريقى مثلا شارع فرموده : « اذا قطعت بالقبلة فيجب عليك الصّلاة او يصحّ لك الصّلاة » كه قطع به قبله موضوع براى صحّت ورود در صلاة است . در اين صورت اگر قطع به قبله حاصل نمود و قطعش عادى و معمولى بود و نماز خواند و بعد كشف خلاف شد ، اعاده و قضاء لازم نيست و اگر قطع از اسباب غير عادى حاصل شد و كشف خلاف گرديد ، اعاده و قضاء لازم است ( فانّ قضيّة هذا كفاية القطع المتعارف . . . ) چه آنكه دليلى كه قطع را موضوع قرار داده در قطع عادى انصراف دارد و قطع قطاع را شامل نمىشود و قطع قطاع معتبر نخواهد بود كوتاه سخن اگر مراد كاشف الغطاء اين باشد فهو حق و لكن بحث ما در قطع طريقى است نه موضوعى .
مطلب سوم : ( ثمّ انّ بعض المعاصرين وجّه الحكم . . . ق صفحه 14 سطر 9 ج صفحه 23 سطر 12 )
( شرح )
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٠