درست است كه بخاطر علاقهمندى با ادراكات عقلى و استدلالهاى عقلى از روايات و احاديث و اقوال صادقين ( ع ) روى گرداندهاند و با قياس و استحسان عقلى سروكار دارند . راه سوم اين است كه در بعضى موارد حكم عقل اعتبار دارد و در بعضى موارد اعتبار ندارد اگر تفصيل مطلب را بخواهيد به كتاب اصول فقه مرحوم شيخ مظفّر و شرح آن مراجعه كنيد كه انصافا در مورد دليل عقلى بررسى بسيار جالب و قانعكننده ارائه نموده است .
[ تنبيه سوم در بررسى حجيت قطع قطاع ]
( قوله الثّالث قد اشتهر فى السنة المعاصرين . . . ( ق صفحه 13 سطر 12 ج صفحه 22 سطر 1 )
شرح
پيش از ورود در اصل مطلب يادآورى چند نكته خالى از فائده نبوده و بلكه لازم مىباشد 1 - قطاع صيغه مبالغه است و به معناى كثير القطع مىباشد قطّاع به كسى گفته مىشود كه زودباور است و از اسبابى كه براى متعارف مردم قطع حاصل نمىشود براى او ، قطع حاصل خواهد شد شخص خوشباور قهرا كثير القطع مىباشد بنابراين اگر به شخص زودباور لفظ قطاع ( كثير القطع ) را اطلاق نمائيم اشكال و عيب فنّى ندارد 2 - از لحاظ حصول قطع ، مردم به سه دسته تقسيم مىشوند دسته اوّل : اشخاص متعارف كه از اسباب متعارف قطع و يقين حاصل مىنمايند . دستهء دوّم : اشخاص خوشباور كه از اسباب غير متعارف قطع و يقين حاصل مىكنند مثلا از استخاره و خواب ديدن و قول شخص نابالغ و رمل و پريدن كلاغ و غيرذلك ( كه در نزد متعارف مردم ، موجب قطع نمىشود ) قطع و يقين حاصل مىنمايد به چنين شخصى « قطّاع » مىگويند . دسته سوّم : كسانى كه ديرباور و قليل القطع هستند كه حتى از اسباب متعارفه حصول قطع ، قطع حاصل نمىكنند و اينها وسواسيونند كه در حقيقت گرفتار مرض روانى مىباشند .