چهبسا كار انسان را بشرك و كفر منتهى مىسازد و باعث هلاكت ابدى و عذاب هميشگى خواهد شد از اينجا است كه ائمه ( ع ) از انديشيدن در مسائل قضا و قدر ، نهى فرمودهاند و همچنين اصحاب و ياران خود را از مجادله و مباحثه در مسائل كلامى منع فرمودهاند . نهى و منع مزبور بخاطر احتراز از همين خطر عظيم است كه با اتكاء به مطالب عقلى ممكن است انسان اساس و پايه بناى اعتقادات دينى خود را تخريب نمايد .
( لكنّ الظّاهر . . . ) گرچه از ظاهر بعض روايات استفاده مىشود كه انگيزه منع از مجادله و مباحثه اين بوده است كه امام ( ع ) به مهارت و تسلّط بعضى از افراد نسبت به مباحث كلامى ، اطمينان نداشته و لذا انها را از مباحثه و مجادله منع فرموده است و ناگفته پيدا است اگر كسى با معلومات كم و اطلاعات ناقص و با عدم مهارت در بحث ، به مباحثه و مجادله بپردازد مواجه با شكست مىشود و شكست او باعث مىشود كه مطالب و حقائق حقهء دينى در نظر مخالفين سبك و كماهميّت جلوه نمايد .
( فانّه تعريضا للهلاك . . . ) يعنى خوض در مطالب عقليه خود را در معرض هلاكت قرار دادن است .
( فيصير مفحما . . . ) مفحم از ماده فحم بمعنى ( نتوانست جواب دهد ) ( زبانبند شد )
نتيجه تنبيه دوم
مرحوم شيخ در مورد قطع حاصل از مقدّمات عقليّه و حكم عقل و مطالب و براهين عقلى راه وسط و ميانه را انتخاب فرمودند نه به آن قد رسا و نه به آن خمخمكى نه به آن شوريده شور و نه به آن بىنمكى نه روش اخباريين درست است كه به كلى حكم عقل و مطالب عقلى را از اعتبار ساقط مىدانند و نه مذهب بعضيها