تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
استاد مطهرى ، ضربه‌اى كه اسلام از دست اخبارىگرى شيعى خورد ، از هيچ گروه و جريانى نخورد . « 1 »

4 . جريان‌هاى عقلى و عقل‌گريز در جهان اسلام

شكوفايى و انحطاط تمدن اسلامى محصول جريان‌هاى فكرى متعددى بوده است . برخى انديشمندان دلايل و ريشه‌هاى افول فرهنگ و تفكر اسلامى را به دوره خلافت متوكل عباسى ( 247 - 232 ق ) نسبت داده‌اند . اين خليفه بر خلاف خلفاى قبل از خود ، كه تمايلات معتزلى يعنى عقل‌گرايى داشتند و از اهل نظر ، حكما ، فلاسفه و دانشمندان جانب‌دارى مىكردند ، به زمره هواداران اهل حديث پيوست و با عقايد معتزله مخالفت كرد و جدل و مناظره در آرا و عقايد را ممنوع كرد ؛ تا آنجا كه اگر كسى وارد مناظره و مباحث علمى مىشد ، وى را مجازات مىكرد . يكى از پيامدهاى اين اقدام ، رشد گروهى از اهل حديث در لواى احمد بن حنبل بود كه تنها به تبعيت و تقليد از حديث و سنت و تسليم در برابر نصوص و منقولات اعتقاد داشتند و مخالفان خود ، يعنى اهل عقل و نظر ، به‌ويژه معتزله را به كفر متهم مىساختند . اين جريانات با ظهور امام محمد غزالى و كتاب مشهورش ، احياء علوم‌الدين شدت بيشترى يافت و ايستادن در برابر تعقل و معتزله و تكفير آنها دامن گروه‌هايى مانند شيعه اثنى عشرى و اسماعيلى را نيز گرفت و آنها به رافضى و باطنىگرى بودن متهم شدند .

5 . گسترش تصوف

در كنار عواملِ ركود تفكر اسلامى ، مىتوان گسترش تصوف در قرون ششم و هفتم هجرى را نيز به آنها اضافه كرد . برخى محققان از اين جريان به‌عنوان آفت بزرگ علوم عقلى به‌ويژه فلسفه و استدلال ياد كرده‌اند . اهل تصوف در برابر اهل شرع و پيروان عقل ، شهود ، اشراق و عشق را وسيله درك حقايق معرفى مىكردند و عقل و استدلال را براى وصول به حقيقت ناكافى مىشمردند و گاه از آن به‌عنوان حجابِ شناخت و معرفت خداوند ، ياد مىكردند .
هامش
( 1 ) . محمدجواد رودگر ، « تحجر و تجدد از منظر استاد شهيد مطهرى » ، فصلنامه كتاب نقد ، ش 26 و 27 ، ص 53 .