زمان و مكان و تغيير موضوع و محمولها ندارند و هرگز پذيراى بازشناسى و بازنگرى فكر و فعل خود نيستند و همواره راكد و تحول ناپذيرند . « 1 »
استاد مطهرى در مورد اين مسئله مىنويسد :
يكسرى جريانهاى فكرى در دنياى اسلام پيشآمده است كه بايد نامشان را افراط يا جهالت گذاشت ؛ جريانهايى كه يك نوع افراطكارى و دخل و تصرف بى جا در امور دينى بوده است . متقابلًا جريانهاى فكرى ديگرى در دنياى اسلام پيشآمده است كه تفريط و كندروى و جمود بوده است - ولى همه مربوط به گذشته بود - مسلمان بايد به تعليم قرآن معتقد باشد و جريان معتدلى را طى كند . « 2 »
ايشان با تجزيه و تحليل جريانهاى فكرى منحرف سه جريان كلى را شناسايى مىكند كه بهشدت گرفتار جمودانديشى بودهاند و در ترويج تحجر نقش مؤثرى ايفا نمودهاند :
1 . جريانى كه نظريه « حسبُنا كتاب الله » را در رسيدن به مقاصد حكومتى و سياسى خود مطرح كردهاند . اقدامات اين گروه در ايجاد انحراف فكرى و مهجور ماندن عترت و انزواى سنت و سيره نبوى ( ص ) مؤثر بود .
2 . جريانى كه در برابر آن « حسبُنا احاديثنا و اخبارنا » را طرح كردند و به مهجور ساختن قرآن كريم منجر شدند و جامعه را از معارف و آموزههاى اصيل و حياتى باز داشتند .
3 . جريانى كه در قالب تقدس ، مسئله معرفتناپذيرى و دستنايافتنى بودن آموزههاى قرآنى را مطرح كردند و شعار « اين التراب و رب الاربابِ » آنان به « تعطيل فكرى » انجاميد . آنان را « معطّله » ناميدهاند . « 3 »
بر اين اساس ، اگر در تاريخ جريانهاى فكرى و فرهنگى دورههاى مختلف جوامع اسلامى به تحقيق بپردازيم ، خواهيم ديد كه دو نظام فكرى معيوب و آسيبديده حنبليان و اسماعيليان از يك طرف و جريان اخبارىگرى در حوزه انديشه شيعى از طرف ديگر ، ضربات سخت و سهمگينى را بر پيكر فرهنگ و تمدن اسلامى وارد كرده است كه به تعبير
هامش
( 1 ) . محمدجواد رودگر ، « تحجر و تجدد از منظر استاد شهيد مطهرى » ، فصلنامه كتاب نقد ، ش 26 و 27 ، ص 49 و 50 .
( 2 ) . مرتضى مطهرى ، مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى ، ج 21 ، ص 128 و 129 .
( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 900 - 878 .