اضمحلال اين سلسله شد . بعد از آنها بنىعباس نيز به تداوم همين شيوهها پرداختند و سرنوشت مشابهى پيدا كردند .
خليفه و بعد از وى ، واليان و اميران ، فرمانرواى تامالاختيار ممالك اسلامى بودند و اموال هنگفتى بهدست مىآوردند كه از لحاظ تجمل و تفنن ، گوى سبقت را از پادشاهان ايران و روم ربودند . نخستينبار خليفه دوم به لباسهاى فاخر معاويه اعتراض كرد و گفت : « معاويه ! مانند كسرى ، پادشاه ايران ، لباس پوشيدهاى ! ؟ » « 1 »
خلفاى بنىاميه پارچههاى حرير گلدار و پرنقشونگار را مىپسنديدند ، چنان كه دوازده هزار لباس حرير پرنقشونگار هشام بن عبدالملك معروف است . بدينگونه تجمل و راحتطلبى ، مسلمانان را مسخّر خود ساخت كه يكى از ضربات مهلك وارد شده به مسلمانان ، همين عامل بوده است . « 2 »
3 . تحجر و دور شدن از اسلام راستين
تحجر بهمعناى ايستايى ، تحولناپذيرى ، جمود و برنتابيدن فرهنگ و ارزشهاى حقيقى و متعالى است . تحجر در حوزه انديشه و تفكر رخ مىدهد و اگر در زمينه گرايش و رفتار ظاهر شود ، جمود نام دارد . تحجر يكى از عوامل ركود بهشمار مىرود .
تحجر علت عدم پذيرش حق و گرايش به كمال و سعادت واقعى و مانع جدى در شكوفايى انديشه دينى و ايجاد تعامل مثبت نظرى و عملى با حقيقت ، معرفت ، حكمت ، حكومت ، مديريت و سياست و حتى تقدير معيشت است .
در مفاهيم قرآنى از تحجر بهعنوان مرحله يا مانعى براى شناخت حقيقت ياد شده است :
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِك فَهى كالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً . . . ؛ « 3 » سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد ؛ همچون سنگ ، يا سختتر ! . . . .
متحجران از اسلام جز آموزههاى بسته ، رسوبيافته و انعطافناپذير در برخورد با اقتضائات
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . زينالعابدين قربانى ، علل پيشرفت اسلام و انحطاط مسلمين ، ص 382 - 289 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) : 74 .