تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
زندگى تجملى را در پيش مىگيرند . دوران رونق اقتصادى فرا مىرسد . صنايع ، هنرهاى زيبا و دانش‌ها در سايه توجهات طبقه حاكم تشويق مىشوند و رو به پيشرفت مىگذارند . در اين دوران ، زمان استراحت و تن‌آسايى فرا مىرسد و در آن انسان‌ها از آسايش و لذت‌هاى جهان برخوردار مىشوند . در اين قسمت ، نخستين مرحله تكامل دولت به پايان مىرسد . در مرحله چهارم ، حاكمان و رعايا از پيشينيان خود در بهره‌مندى از لذت‌هاى زندگى تقليد مىكنند ؛ غافل از اينكه پيشينيان براى نيل به اين لذت‌ها تا چه اندازه مبارزه كرده‌اند . آنها فكر مىكنند كه زندگى تجملى و پرزرق و برق آنها و مزاياى گوناگون تمدن هميشه وجود داشته و تا ابد وجود خواهد داشت . تجمل ، آسايش و ارضاى خواهش‌هاى نفسانى براى آنها عادى مىشود و كاملًا به چيزهايى كه پيشينيان تحصيل كرده بودند ، متكى مىشوند و در برابر عواملى كه ممكن است در كاميابى آنها ايجاد اختلال كند ، ناتوان هستند . در مرحله پنجم ، حكومت رو به انحطاط و زوال نهاده ، آخرين مرحله اسراف و تبذير آغاز مىشود . عادت به تن‌آسايى و تجمل ، ضعف جسمانى و فساد اخلاقى را به‌بار مىآورد و در نتيجه ، حكومت كاملًا سست شده ، در اثر تهاجم بيرونى يا اضمحلال درونى يا تركيبى از هر دو ، از بين مىرود . « 1 »

آغاز دنياگرايى و تجمل در دوره بنىاميه

پيامبر اكرم ( ص ) به‌عنوان پيام‌آور اسلام ، شيوه زندگى خود را به‌گونه‌اى تنظيم كرده بود كه كاملًا از هر نوع اسراف و تبذير و تجمل به‌دور باشد . خوراك و مسكن و پوشاك او همانند عادىترين افراد جامعه بود و از هر نوع تجمل پرهيز مىكرد . اما با شروع خلافت امويان ، دنياگرايى و تجمل ، به دورى مسلمانان از اسلام راستين شد . بنىاميه بدعت‌هاى مختلفى در دين به‌وجود آوردند و آن را به نام دين گسترش دادند . آنها با زير پا گذاشتن اصل برابرى و مساوات در اسلام به ترويج انديشه برترى عرب بر عجم پرداختند . امويان بسيارى از درآمدهاى دولت اسلامى را صرف عياشىها ، ساخت كاخ‌ها و بناهاى مجلل مىساختند كه همين امر خود ، موجب افزايش نارضايتى عمومى و در نهايت ،
هامش
( 1 ) . بنگريد به : عبدالرحمان بن محمد بن خلدون ، مقدمه ابن‌خلدون .