اسلام واقع شدهاند . « 1 » مسلمين ، افزون بر نوآورى و پيشرفت در علوم و دانشهاى گوناگون ، در هنر و بهكار بردن ذوق و سليقه در هنرهاى زيبا نيز شخصيت خويش را ابراز كردهاند و با الهام از تعاليم اسلام درصدد فراگيرى و گسترش هنر و صنعت برآمدهاند . آ . ه . كريستى ، دراينباره مىگويد : « بيش از هزار سال اروپا با نظر تعجب به هنرهاى زيباى دنياى اسلامى نگاه مىكرد و آنها را اشياء خارقالعادهاى مىشمرد » . « 2 »
هنرهاى زيبا اصطلاح تازهاى براى نوعى از مصنوعاتاند كه گشايشى در نفس پديد مىآورند . ملتهاى متمدن پيش از اسلام ، كم و بيش داراى هنرهاى زيبا بودهاند . اما استعداد مسلمانان در هنرهاى زيبا ، از بسيارى از ملل ديگر بيشتر بوده است .
مسلمانان در هنرهاى گوناگون همچون فلزكارى ، معمارى ، مهندسى ، حجارى ، منبتكارى و خوشنويسى بسيار استاد بودهاند ، ولى مجسمهسازان ، نقاشان و نگارگران خوبى نداشته يا تعداد اندكى داشتهاند . « 3 »
خوشنويسى در ميان مسلمانان رشد بسيار خوبى داشته است . در همين راستا ، بهتدريج صنعتگران اروپايى با خطوط عربى - اسلامى آشنايى پيدا كردند ، درحالىكه نمىتوانستند آن را بخوانند ، اما شبيه آن را مىنوشتند .
ميل به زيارت اماكن مقدسه ، علاقهمندى اروپاييان به اخذ علوم اسلامى و شوق بازرگانى و مواردى ديگر مردم اروپا را به سمت سرزمينهاى اسلامى سوق داد و در بازگشت ، زمينه انتقال علوم و هنرهاى اسلامى را به سرزمينهاى اروپايى فراهم آورد . « 4 »
يكى از اشيايى كه در اين سفرها ، دانشپژوهان اروپايى از دارالعلمهاى اسلامى به اروپا بردند ، اصطرلاب بود . كهنترين اصطرلاب موجود كه در آكسفورد نگهدارى مىشود ، در سال 984 ميلادى بهدست پسران ابراهيم ، اصطرلابساز اصفهانى ساخته شده است . « 5 »
هامش
( 1 ) . ارنست كونل ، هنر اسلامى ، ص 11 و 12 .
( 2 ) . توماسواكر آرنولد و آلفرد گيوم ، ميراث اسلام ، ص 68 .
( 3 ) . كريستين پرايس ، تاريخ هنر اسلامى ، ص 8 و 9 .
( 4 ) . توماسواكر آرنولد و آلفرد گيوم ، ميراث اسلام ، ص 35 .
( 5 ) . همان ، ص 36 و 37 .