پارچههاى نفيس از آنجا به ديگر نقاط اروپا صادر مىشد . « 1 » در اين هنگام ، هنرهاى آسياى غربى و شرقى مبادله مىشد و در چين جمعيتى از مسلمانان پيدا شدند كه به عربى گفتگو مىكردند و هنرشان در تمام دنياى اسلامى شهرت داشت . تأثير و نفوذ بسيارى از اين هنرهاى شرقى و اسلامى در اروپا به درجهاى بود كه كارشناسان فن از تشخيص نمونههاى شرقى و غربى از يكديگر ناتوان بودند . « 2 »
قالى يكى ديگر از هنرهاى اسلامى و از لوازم زندگى بهشمار مىآيد . در سده شانزدهم ميلادى ، مهارت قالىبافان ايرانى به اوج خود رسيد ، بهگونهاى كه پيش از آن و حتى تاكنون ، قالىهاى آن زمان بىمانند است . از شاهكارهاى آن روزگار فرشى است در گنجينه ويكتوريا و آلبرت كه در مقبره شيخ صفىالدين اردبيلى در شهر اردبيل بوده است . « 3 »
از ديگر هنرهاى زيباى مسلمين ، ساخت اشيايى زيبا از جنس عاج بود كه روى آن را با نقوش برجسته و رنگ آميزى پر مىكردند . « 4 » نمونههايى از اين عاجكارىها در لندن ، پاريس و جاهاى ديگر وجود دارد . ظاهراً اين اشيا با هم شباهت دارند ولى نقوش برجستهاى كه بر روى آنهاست ، اغلب با يكديگر فرق دارد . « 5 »
يكى از بهترين كندهكارىهاى اسلامى ، ابريقى است كه هماكنون در گنجينه سنت مارك ونيز قرار دارد و از دُرّ كوهى ساخته شده است . اهميت بيشتر آن از جهت تاريخى است كه نام « عزيز » ، دومين خليفه فاطمى در مصر ، بر آن نوشته شده است . « 6 »
از ديگر هنرهاى زيباى مسلمين كه به غرب انتقال يافت و اروپاييان را تحت نفوذ و تأثير خود قرار داد ، هنر تراشكارى فلزات و سنگهاى گرانبهاست . « 7 »
هامش
( 1 ) . توماسواكر آرنولد و آلفرد گيوم ، ميراث اسلام ، ص 55 و 56 .
( 2 ) . همان ، ص 57 و 58 ؛ كريستين پرايس ، تاريخ هنر اسلامى ، ص 161 - 158 .
( 3 ) . ارنست كونل ، هنر اسلامى ، ص 192 ، 209 ، 278 ، 284 و 285 ؛ توماسواكر آرنولد و آلفرد گيوم ، ميراث اسلام ، ص 60 .
( 4 ) . محمد مددپور ، تجليات حكمت معنوى در هنر اسلامى ، ص 240 .
( 5 ) . توماسواكر آرنولد و آلفرد گيوم ، ميراث اسلام ، ص 63 و 64 .
( 6 ) . همان ، ص 64 .
( 7 ) . دراينباره بنگريد به : گوستاو لوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ص 385 ، 415 - 413 و 639 .